ساعت ۸ شب باید حرکت کنیم...
و این آخرین پست در سال ۹۱ است...
دعا کنید حال که با دست خالی به این سفر می روم با دستانی پر برگردم...
اگر عمری باقی باشد و لایقش باشم دعا گوی همه شما دوستان خواهم بود...
شما نیز مرا از دعای خیرتان فراموش نکنید که بسیار محتاجم...
امیدوارم سال ۹۲ برای همه شما عزیزان بهتر از سال ۹۱ باشد و در کنار خانواده هایتان ساعتها و روزهای خوبی را پشت سر بگذارید...
پیشاپیش فرا رسیدن نوروز ۹۲ را به شما دوستان خوبم تبریک عرض می نمایم...
در دعای یا مقلب القلوبتان برای من حقیر هم دعا بفرمایید...
<یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال >
این واقعه ممکن است آقا؟
شب عید/سین سفر تو هفتمین سین باشد؟
اللهم عجل لولیک الفرج...
التماس دعا...
اللهم ارزقنی شفاعة الحسین ... یوم الورود ...
سلام
خیلی خیلی التماس دعا دارم .
منتظر خواهیم ماند تا با خانواده ی محترم
انشاءالله به سعادت و سلامت برگردید .
برات زیارت ما را هم بگیرید
سلام بزرگوار...
استجابت دعا...
ممنون از شما...
حتما به یادتان خواهم بود و برای شما و خانواده محترمتان سلامت و سعادت آرزومندم و انشاالله که دعوتنامه زیارت قبور شرفین را از امام حسین ع دریافت کنید به همین زودی...
یا حق...
سلام عزیزم
کجا به سلامتی؟
سلام عزیزم...
انشاالله عتبات....
ایشالا به سلامتی دوس جون ما رو هم یاد کن
امیدوارم سال خوبی رو شروع کنی
ممنون عزیز دلم...
به یادت هستم مطمئن باش...
من هم برای شما و همسر گرامیت سلامت و سعادت در کنار هم آرزو می کنم...
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توستـ
یااباعبدالله در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم،اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم،
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم،یا سخت در اغوش بگیرم که بمیرم
دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم
اگر زینب نمی آمد چه میشد / بهار کربلا کامل نمی شد
اگر بلبل هوای گل نمی کرد / گل از بی حرمتی پژمرده می شد
محبت در کجا ابراز می گشت / پرستاری پرستاری نمی شد
ولادت باسعادت الگوی پرستاران و روز پرستار مبارک
اولینــــــــــــــ بآر نیستـــ کهــ گریهـــ میکنمــــ...
امـــــآ اولینـــــــــ بآر استـــــــــــــــــ
کهـــ گریهـــ آراممــــــــــ نمیکنــــــــــــــــــــــد....!
سلام خواهر به سلامتی التماس دعا هر چند شرمنده شدم و نتوستم به موقع بیامالتماس دعا دارم
سلام بزرگوار...
دشمنت شرمنده...
استجابت دعا...
ببخشید بدون اسم شد نظر قبلی التماس دعا
خواهش می کنم...
استجابت دعا...
یکی قشنگیه منظره را می بیند و یکی کثیفیه پنجره را.
این تویی که تصمیم می گیری چه چیزی ببینی.
امیدوارم همیشه قشنگ ترین منظره را
ببینی حتی از پشت پنجره کثیف!
ممنون دوست خوبم
ممنون برادر بزرگوار....
حضرت علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه مىفرمایند:
کل یوم لایعصى الله فیه فهوم یوم عید: هر روزى که آن روز را از نور اطاعت حق تعالى روشن سازى و خواست خداى بزرگ و فرمان او را بر خویشتن حاکم سازى و در آن روز معصیت خداوند بارىتعالى انجام نشود آن روز “عید” است.
بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران حضرت امام خمینی(ره) در مورد عید مىفرمایند: “عید براى ما یک معنى دارد و براى ابراهیم خلیل(علیه السلام) و براى پیامبران دیگر(علیه السلام) یک معناى دیگر دارد. آنها “عیدی”که مىگیرند “عید لقاءالله است.”
پس عیدى که از نظر امام(ره)، اولیا و اوصیا و مردان آزاده خداوند مهربان مىگیرند ملاک و میزان سنجش آن “عمل” و عملى است که فقط براى رضاى حضرت دوست(علیه السلام) انجام مىدهند، یعنى عمل قربانى کردن اسماعیل(علیه السلام) و شکستن بتهاى بتخانه، داخل آتش افتادن، تنها گذاشتن همسر و فرزند در بیابان بدون آب همه این عملها از سوى حضرت ابراهیم(علیه السلام) “عید” محسوب مىشد.
پیروزى حضرت یوسف(علیه السلام) در برابر نفس اماره و در برابر وسوسههاى گناهآلود زلیخا، این عمل هم براى آن پیامبر عزیز(علیه السلام) “عید” به حساب مىآمد.
ترک همسر و فرزند گناهکار براى همیشه از جانب نوح پیامبر(علیه السلام) این عمل او نیز “عید” بود و صبر حضرت ایوب(علیه السلام) در برابر ناملایمات و بلاهاى زندگى این عمل صبر ایشان نیز”عید” بود. دعا کردن براى بخشش خداى مهربان از سوى حضرت آدم و حوا(علیه السلام) نیز بعد از اجابت از سوى پروردگار این عمل آنها هم “عید” بود. در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و به جاى ایشان به استقبال مرگ رفتن از سوى حضرت علی(علیه السلام) نیز “عید” محسوب مىشد.
بیمه کردن اسلام با تقدیم خون خود و فرزندان گرامى و یاران وفادارش و اسیرى خاندانش از سوى آقااباعبداللهالحسین (علیه السلام)این عمل ایشان نیز”عید” محسوب مىشد و در زمان عطش فراوان و دیدن آب و نخوردن آب نه تنها از سوى ما در ایام روزهدارى بلکه از سوى ماه بنىهاشم حضرت ابوالفضل العباس یعنى “عید” و به قول حضرت امام(ره) “لقاءالله” است.
بهار طبیعت پیشاپیش برشما وخانواده ی محترمتان مبارک باد!
من شنیدم که شمافصل بهاری آقا
به دل خسته ما صبروقراری آقا
عمر امسال گذشت وخبری از تو نشد ؟
هوس آمدن این جمعه نداری آقا؟
درهیاهوی شب عید تورا گم کردیم !
غافل ازاینکه شما اصل بهاری آقا
---------------------------------
سلام بزرگوارانشاالله سالی پر ازبرکت و معرفت داشته باشید...
منواز دعای خیرتون فراموش نکنید...
سلام عزیزم...
ممنون دوست خوبم ...
من هم همین آرزوی خوب رو برای شما دارم...
همچنین شما ...
من به صد خواهش و منت ز خدا خواسته ام
که در این ساعت خیر
مرغ آمین به سراغت آید
و دعایی که تو بر لب داری ، به اجابت ببرد !
سلام دوست خوبم. سال خوبی و خوشی داشته باشی
سلام بزرگوار...
من هم برای شما و خانواده محترمتان سال خوبی را آرزومندم...
هفت سین فاطمیه:
بود سین نخستین سیلی کین،به روی مادرم با دست سنگین/
ببین بر سفره سین دومم را،که سویی نیست در چشمان زهرا(س)/
بگویم سین سوم را تا بسوزی،که مادر سوخت بین کینه توزی/
ازین ماتم دل حیدر غمین است،که سین چهارمم سقط جنین است/
بروی سفره سین پنجم اینست،سر سجاده اش زینب حزین است/
شده سفره پر از اشک شبانه،ششم سین مانده سوت و کور خانه/
چه گویم ای عزیز از سین آخر،بود آن سینه مجروح مادر/
سال نوتون زهرایی..
یازهرا سلام الله علیها
دکتر شریعتی:
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
«فاطمه، فاطمه است»
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود ،
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ،
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه ،
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود .
شهادت حضرت زهرا (س) بر شما تسلیت باد
ایشالله سالهای سال زنده باشیدهمراه خانواده محترم عیدی هرسالتان عتبات
سلااااااااااااااااااااااااااااااام دوست جونی خودم....
ممنون عزیز دلم....
انشاالله قسمت شما بشه...
چرا پس بوی غربت یا رب از این خانه می آید
صدای شستن فردی از این کاشانه می آید
چرا هر قدر می خواهم بتابم سوی آن حجره
سیه ابری به رخسارم چنان بیگانه می آید
چرا آه ابرمردی بگوش آید که ای اسما
مریز آب روان دستم به زخم شانه می آید
مگر پهلو شکسته بانویی را میدهد غسل آن شه مردان
که آوای دلش این نیمه شب مستانه می آید
کوچه های غربت و غم قحطی یک مرد بود
خانه مان در غارت بی غیرتی نامرد بود
دست مادر را گرفتم تا سوی مسجد رویم
ناگهان آتش گرفتم دست مادر سرد بود
شهادت اولین مدافع ولایت تسلیت باد
دانی که چرا صورت زهرا شده نیلی؟
می خواست رخش پیش عدو زرد نباشد
ای کاش یکی بود در آن کوچه و می گفت
آن کس که به زن حمله کند، مرد نباشد
سلام
مادوتتا یه وب زدیم که بیشتر درمورد دبیرستانمونه ، دوست داریم باهاتون تبادل لینک کنیم . اگه خواستید ما رو به اسم ( ققنوس نوشهر ) لینک کنید و خبر بدید تا ما هم لینکتون کنیم .
مرسی - مادوتتا
ghoghnoosenoshahr.mihanblog.com