X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
کِلک های جیران
الهی...شناخت تو ما را امان و لطف تو ما را عیان...

سلام به همه دوستان مجازی... 

ممنون که وقت گذاشتید برای خوندن این مقاله... 

تصمیم گرفتم مقاله کامل رو در وبلاگ قرار بدم... 

البته پی نوشتها رو حذف کردم و فقط اونهایی که توضیحی بودن رو گذاشتم بمونه... 

اگر دوست داشتی کاملشو بخونی برو ادامه مطلب... 

با تشکر از همه شما خوبان...

 

چکیده

براساس براهین عقلی و نقلی، رجعت، باوری است قابل دفاع؛ یعنی می‌توان هم از منظر عقل به اثبات و توجیه آن همت گماشت و هم از منظر عقل به معقول بودن رجعت پی برد.

طبق اعتقادات شیعه، رجعت یعنی بازگشت افراد به دنیا؛ البته افراد خاصی که یا از لحاظ ایمان در مرتبه عالی قرار دارند و یا از لحاظ کفر و نفاق در مرتبه انحطاط قرار دارند (به تعبیر دیگر، مؤمنان و کافران محض) تا در همین دنیا به مقداری از پاداش و عذاب دنیایی نائل آیند. در این میان، زنان نیز از رجعت‌کنندگان هستند، یعنی زنان مؤمن به سبب ایمان‌شان و زنان کافر و منافق به دلیل کفر و نفاق‌شان به دنیا باز می‌گردند.

اثبات اصل رجعت در جایگاه یک باور اسلامی، و فلسفه و اهداف آن، و نیز کیفیت رجعت و افراد رجعت کننده و مواردی از این قبیل را، آیات و روایات فراوانی بیان کرده‌اند که در این مقاله، به آنها اشاره شده است.

مقدمه

«اللهم انا نرغب الیک فی دولة الکریمه تعزبها الاسلام واهله،وتذل بها النفاق واهله،وتجعلنا فیها من الدعاة الی طاعتک،والقادةالی سبیلک،وترزقنا بها کرامةالدنیا والاخره».

«پروردگارا ما در انتظار دولت کریمه ای هستیم که در پرتو آن اسلام واسلامیان راعزیز گردانی،نفاق ومنافقان راخوار نمائی،ما را در آن دولت کریمه از منادیان فرمان تو وپیشروان راه خود قرار داده،وکرامت دنیا وآخرت رابه ما عطا فرمائی.»

یکی از اعتقادات مکتب شیعه، رجعتِ برخی مردگان به دنیا، پیش از قیامت است. عالمان شیعه، با عنا یت به قرآن و روایاتِ معصومان علیهم السلام اعتقاد به چنین پدیده‌ای را یکی از ضروریات مذهب شیعه تلقی کرده‌اند. البته برخی به ضروری بودن آن به دیده تردید نگریسته­اند؛ اما انکار آن را جایز نمی‌دانند. بسیاری از علما بر اثبات آن اجماع کرده‌اند، بزرگانی همچون طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان، شیخ حر عاملی، امین الدین طبرسی، شیخ صدوق، حسن بن سلیمان بن خالد حلّی، شیخ مفید، سید مرتضی، علامه مجلسی، ابوالحسن شریف و... . برخی نیز رجعت را از ضروریات مذهب بر شمرده اند؛ چنان که علامه مجلسی و شیخ حر عاملی بر این باورند.

براین اساس لا زم است که تحقیقی پیرامون این مساله صورت گیرد تا رجعت وویژگی های آن بررسی شده وشبهات وابهامات ذهنی افراد در این مساله تا حدودی برطرف شود.امید است که بتوانم مطالب مناسبی را در این تحقیق ارائه دهم.

رجعت در لغت

رجعت از مادة «رجع» و اصل آن به معنای بازگشت پس از رفتن است (1) . صاحب مجمع البیان «رجعة» و «الرجعة» را بازگشت به دنیا پس از مرگ بیان کرده و مصدر آن را «الرجوع» به معنای بازگشت به ابتدا ابراز کرده است و هم‌چنین : الرجوع، العود.(2)

هم‌چنین در مجمع البحرین دربارة معنای «الرجعة» می‌گوید:

الرجعة به فتح راء، یعنی یک بازگشت پس از مرگ و بعد از ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و آن، از ضروریات مذهب است .(3)

رجعت در اصطلاح

رجعت در اصطلاح، عبارت است از این‌که خداوند، هم زمان با زمان ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عده‌ای از بندگان صالح که در ایمان و عمل، خالص بوده‌اند و نیز عده‌ای از کفار و منافقان که در کفر و نفاق، سرآمد بوده‌اند را با همان ویژگی‌های روحی و جسمی خود به دنیا برمی‌گرداند، تا هر دو گروه، در حد امکان نتیجه دنیایی اعمال‌شان را دریافت کنند.(4)

آن‌چه در بازگشت دو گروه مؤمنان خالص و نیز کفار واقعی به آن اشاره شده، وصف صالح و منافق است، نه مرد و زن.

در معنای اصطلاحی رجعت سید مرتضی می‌فرماید: بدان همانا آن‌چه که شیعه دوازده امامی معتقد است، این است که خداوند، هنگام ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گروهی از شیعیان او و گروهی از دشمنان آن حضرت را که پیش‌تر مرده‌اند، برمی‌گرداند تا به ثواب یاری آن حضرت برسند و نیز از دشمنان انتقام گرفته شود… (5)

با توجه به مستندات تاریخی می‌توان برای عقیده‌ی رجعت در بستر تاریخ، سه دوره را در نظر گرفت:

الف) دوره‌ی پیدایش عقیده‌ی رجعت
اعتقاد به رجعت ‌همزمان با نزول آیات قرآن در مکه، «سوره‌های نمل، انبیا، اسرا و ...» مطرح و سپس در سوره­های مدنی «بقره، نور و ...» دنبال شده است و قرآن این عقیده را تحت عناوین «خروج، حشر، إحیا و ...» برای پیروان خودش بیان نموده است.

پیامبر اکرم- صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌- برای افرادی چون امیرالمؤمنین علیه‌السلام(6)، امام حسین علیه‌السلام(7)، عمّار یاسر(8)، برید أسلمی(9)، سلمان فارسی(10)، و ... آیات مربوط به رجعت را قرائت و بعضی از مصادیق رجعت کنندگان را معرفی می‌نموده‌اند.

در زمان امیرالمؤمنین علیه‌السلام ، به دلیل عدم اطلاع خلفا از معارف دینی، عدم مرجعیّت واحد در بیان معارف الهی، منع کتابت احادیث نبوی و حجیّت پیدا کردن اجتهاد صحابه و ... محیط خفقان ‌زا و تاریکی به وجود آمده بود، ولی حضرت امیر- علیه‌السلام - در حدی که شرایط اجتماعی و اعتقادی جامعه‌ی نو پای اسلامی اجازه می‌داد، سعی کردند روایات و احادیثی که از طرف پیامبر اکرم -صلّی‌الله‌علیه‌وآله- در تفسیر رجعت وارد شده و به بعضی از اصحاب آن حضرت گفته شده بود، تأ یید نموده و برای مسلمانان شرح و تفسیر ‌نمایند.

در این میان کسانی که ظرفیت شنیدن این ‌گونه معارف را نداشتند به انکار رجعت روی ‌آوردند که اولین منکر رجعت، عبدالله بن ابی بکر یشکری، معروف به «ابن الکوا» از سران خوارج بود و با امیر المؤمنین علیه‌السلام در مورد روایات رجعت مناظره کرد. (11)

این وضعیت تا پایان عصر امام سجاد علیه‌السلام (95ه‍ ق) ادامه داشت.

ب) دوره‌ی رشد و بالندگی عقیده‌ی رجعت (95 تا 260 ه‍ .ق)

با توجه به انحرافات خلفای سه‌گانه و خستگی مردم از درگیری‌های داخلی (مارقین، ناکثین، قاسطین)، و جوسازی‌های بنی امیه بر علیه معارف دینی، مردم به کلی از خاندان وحی فاصله گرفتند و معارف دینی را به فراموشی سپردند به طوری که در زمان امام سجاد علیه‌السلام مردم مواردی چون تعداد رکعات نماز روزانه و انجام اعمال حج، و ... را نمی‌دانستند.(12)

در عصر امام باقر علیه‌السلام، به دلیل زمینه‌سازی‌های امام سجاد علیه‌السلام در نشر معارف دین، آثار نهضت عاشورا و نفرت عمومی از هیئت حاکمه‌ی اموی، امام با درایت و بصیرت، جنبش علمی و دامنه‌داری را پایه‌گذاری نمودند، که در زمان امام صادق علیه‌السلام به اوج رشد و بالندگی خود رسید و اگر فعالیت فرهنگی این دو امام همام- علیهما‌السلام - نبود، امروز از معارف اسلام ناب محمدی خبری نبود. در ابتدای امامت امام باقر علیه‌السلام گروهی به نام «قدریه» (13) به انکار در عقیده‌ی رجعت پرداختند.

همچنین، صاحبان قدرت اندیشه‌ی انکار رجعت را موافق با رفتار و عملکرد خودشان یافتند، از آن حمایت نموده و معتقدین به آن را مورد اذیت قرار می‌دادند. لذا امام باقر علیه‌السلام به شاگردانشان سفارش می‌کردند که از بردن اسم رجعت خودداری نموده و با احتیاط درباره‌ی آن سخن بگویند.(14) امام صادق علیه‌السلام نیز اعتقاد به رجعت را به عنوان یکی از ویژگی‌های فکری و فصل ممیّز شیعه معرفی نموده و از منکران آن برائت جستند، لذا اعتقاد به رجعت یک فکر سیاسی فعّال و مخالف با ظلم و ستم دستگاه خلافت به شمار می‌رفته و معتقدان به آن به عنوان مجرمان سیاسی قابل تعقیب بوده و شهادت آن‌ها در هیچ دادگاهی قابل قبول نبوده‌است.(15)

در زمان امام کاظم علیه‌السلام  به دلیل فشار و اختناق، از مباحث فکری و مناظرات فقهی و کلامی که در عصر امام صادق علیه‌السلام رایج بود، دیگر خبری نبود.

در عصر امام رضا علیه‌السلام ، مأمون پس از تحمیل مقام ولایت عهدی، جلسات بحث و مناظره تشکیل می‌داد و امام هم از این فرصت‌ها برای نشر فرهنگ اسلام، استفاده می‌نمودند، یکی از مناظراتی که ایشان با مأمون داشته‌اند، بحث رجعت است.(16)

از امام جواد علیه‌السلام، به دلیل شدت فشارهای دستگاه خلافت، اثری در مورد رجعت دیده ‌نشده ‌است. ولی عده‌ای از شیعیان مثل فضل بن شاذان نیشابوری،(17) احمد بن داوود جرجانی، محمد بن مسعود عیاشی و ...، با توجه به روایات ائمه‌ی گذشته و با تشویق ائمه‌ی معاصر، کتاب‌های مستقلی را درباره‌ی رجعت به رشته‌ی تحریر درآورده‌اند.(18)

امام هادی و امام عسکری و خود امام مهدی - علیهم‌السلام- نیز با توجه به اهمیت و نقش سازنده‌ی رجعت در استقامت شیعیان، این عقیده‌ی قرآنی را در قالب دعا و زیارت‌نامه بیان نموده‌اند و با این کار، اعتقاد به رجعت را نهادینه ساختند.

ج) دوره‌ی گسترش و تکامل (260 ه‍ ق به بعد)

علمای شیعه به پیروی از امامان معصوم - علیهم‌السلام- در جهت گسترش و بالندگی این عقیده تلاش فراوانی انجام دادند و با مناظرات علمی(19) و یا نوشتن کتاب و مقاله و با استفاده از آیات و روایات، این عقیده‌ی نورانی را همراه با برهان و استدلال برای مردم بیان کردند. به موازات آن از طرف اهل سنت این عقیده به شدت انکار شده و معتقدان به آن را به کفر، فسق، کذب، اهل هوی، بدعت و ... متهم می‌نمودند.

اثبات رجعت

1. برهان عقلی

عقل هیچ مانعی برای زنده‌شدن مردگان تصور نمی‌کند و آن‌را کاملاً ممکن می‌داند. روشن و واضح است که زنده کردن و حیات دادن خداوند به اشیاء بر دو قسم است گاه خداوند از هیچ و عدم موجود زنده‌ای خلق می‌کند؛ یعنی بدون داشتن هیچ سابقه‌ای، مثل خلقت اولیه انسان و هر موجود دیگری و گاهی اجزاء و عناصر پراکنده یک موجود را جمع می‌کند و حیاتی دوباره می‌دهد (یعنی گاه خلقت جعل بسیط است و بدون سبق مادة سابقی و گاه بنحو جعل مرکب) وقتی خلقت به صورت اول برای عقل ممکن شد خلقت و حیات دادن دوم به مراتب آسان‌تر و قابل قبول‌تر خواهد بود.

عدم امکان این مطلب یا به دلیل نقص در فاعلیت فاعل است یا در قابلیت قابل؛ یعنی این‌که خداوند قدرت زنده کردن مردگان را ندارد یا بدن و روح، قابلیت زنده‌شدن را ندارد؛ در حالی‌ که ما در طول شبانه‌روز، هم فاعلیت فاعل را و هم قابلیت قابل را در جهان مشاهده می‌کنیم. پس هیچ عاقلی ـ چه رسد به مسلمان ـ در امکان رجعت شک و نزاعی ندارد؛ چون با این‌کار، هم قدرت خداوند را منکر می‌شود و هم سر از شرک و انکار قبر، عالم برزخ و معاد جسمانی در می‌آورد.

مرحوم سید مرتضی در این باره می‌فرماید: «در آن‌چه شیعه از رجعت معتقد است، هیچ اختلافی بین مسلمانان، بلکه موحّدان نیست»(20).

رجعت در این دنیا با حیات مجدد در روز رستاخیز مشابهت دارد. رجعت و معاد، دو پدیده همگون هستند؛ با این تفاوت که رجعت، با افق محدود و با قلمرو دنیایی، قبل از قیامت به وقوع می ‌پیوند د؛ ولی در رستاخیز، همه انسان‌ها، از ابتدا تا انتهای خلقت، برانگیخته خواهند شد. بنابراین کسانی که امکان حیات مجدد را در روز رستاخیز پذیرفته‌اند، باید رجعت را که زندگی دوباره در این جهان است، ممکن بدانند.

رجعت عالمی است با ویژگی‌های خاص خود که نه دقیقاً هم‌چون عالم دنیا است و نه همانند عالم آخرت، و در عین حال برزخ هم نیست.

علامه طباطبایی در این باره می‌فرماید:

رجعت از مراتب روز قیامت می‌باشد؛ اگر چه در کشف و ظهور، پایین‌تر از روز قیامت است. دلیل پایین‌تر بودن از قیامت امکان فی الجمله راه یافتن فساد و شر در آن است، بر خلاف قیامت(که هیچ فساد و شری در آن راه نخواهد یافت)؛ به همین دلیل، روز ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گاه به قیامت ملحق شده است، به دلیل ظهور و غلبه کامل حق. (21)

معاد، یعنی برگشت روح انسان به بدن. حال اگر چنین بازگشتی در آن مقطع زمانی (قیامت) ممکن باشد، طبعاً بازگشت آن به این جهان، قبل از قیامت ممکن خواهد بود؛ چرا که امر محال در هیچ زمانی امکان وقوع ندارد.

فیلسوف بزرگ اسلامی، صدر المتألهین- رحمة الله -علیه می‌فرماید:

در باب اعتقادات، آن‌چه قابل پیروی است یا دلیل و برهان است یا نقل صحیح و قطعی که از اهل‌بیت علیهم السلام رسیده باشد. روایات صحیح فراوانی از امامان و سرورانمان درباره درستی عقیده به رجعت و وقوع آن هنگام ظهور قائم آل محمد صل الله علیه و آله و سلم به ما رسیده است. عقل نیز این موضوع را غیرممکن نمی‌داند؛ چرا که نمونه‌های فراوانی به اذن خداوند به دست پیامبرانی چون عیسی علیه السلام و شمعون علیه السلام و دیگر پیامبران انجام یافته است.(22)

2. براهین نقلی

الف: قرآن

 در قرآن کریم، آیات بسیاری از رجعت سخن می‌گویند که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:« وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ  *  وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِّمَّن یُکَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ  ».و هنگامی که فرمان (عذاب) بر آنها واقع شود، جنبنده‌ای از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان سخن می‌گوید که: «مردم، به آیات ما یقین ندارند». و روزی که ما از هر امتی گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می‌کنند محشور می‌کنیم و آنها نگه‌داشته می‌شوند (تا به یک‌دیگر ملحق شوند).(23)

با بیان چند نکته، دلالت آیه بر رجعت روشن می‌شود:

1. حشر گروهی از هر امتی، غیر از حشر در روز قیامت است. حشر در آیه فوق، همگانی نیست؛ در حالی‌که حشر در روز قیامت شامل همة انسان‌ها می‌گردد؛ چنان‌که در آیه دیگری در وصف حشر و روز قیامت چنین آمده است: «وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا »

و همه را محشور کرده و احدی از آنان را فرو نخواهیم گذاشت. (24)

2. در صدر آیه اول، خداوند می‌فرماید:  (اِذَا وَقَعَ الْقَوْلَ عَلَیْهِمْ ). مورد اتفاق همه مفسران است که وقوع قول (فرمان)، از علائم قیامت است و روشن است که علامت یک چیز غیر از خود آن چیز است(25).

3. آیات قبل از این آیه، از نشانه‌های قبل از رستاخیز در پایان جهان سخن گفته‌اند و در آیات پس از آن نیز به همین موضوع اشاره می‌شود.

بنابراین، بعید به نظر می‌رسد آیات قبل و بعد، از حوادث پیش از رستاخیز سخن گویند؛ امّا آیه وسط، درباره رستاخیز باشد. هم‌آهنگی آیات، ایجاب می‌کند که همه درباره حوادث قبل از قیامت باشند(26).

د) شاهد دیگر برای دلالت آیه بر رجعت، «خروج دابة الارض» (27) است که یکی از نشانه‌های رستاخیز به شمار می‌رود(28)؛ یعنی از نشانه‌هایی است که قبل از رستاخیز رخ می‌دهد.

پیامبر اکرم- صل الله علیه و آله - درباره دابة الارض فرمود:

«هیچ‌کس به او دست نمی ‌یابد و کسی نمی‌تواند از دست او فرار کند. بین دو چشم مؤمن علامت می‌گذارد و می‌نویسد: « مؤمن» بین دو چشم کافر علامت می‌گذارد و می‌نویسد: «کافر»، عصای موسی و انگشتر سلیمان با او است».(29)

آیه دوم:

بی‌گمان ما رسولان خود و کسانی که ایمان آورده‌اند را در زندگی دنیا و روزی که گواهان به پامی‌خیزند، یاری می‌دهیم (30). با بیان چند نکته روشن خواهد شد که این آیه، به رجعت اشاره دارد و رجعت هم مخصوص تمام انسان‌های مؤمن خاص و کفار خاص است.

الف) سیاق آیه، بر فعلی دلالت دارد که در آینده به طور حتم به وقوع خواهد پیوست.

ب) نصرت و پیروزی که در این آیه وعده داده شده، تاکنون تحقق نیافته است و خداوند، هرگز خلف وعده نمی‌کند؛ پس ناگزیر باید در آینده تحقق یابد.

ج) همه پیامبران (به جز حضرت عیسی علیه السلام و حضرت خضر علیه السلام ) و مؤمنان، هنگام نزول قرآن در قید حیات نبوده و در این دنیا یاری نشده‌اند؛ پس به مقتضای این آیه، باید زنده شوند، تا در همین دنیا یاری شوند.

د) لفظ نصرت، در مواردی به کار می‌رود که دو گروه، مشغول مخاصمه و جنگ باشند و شخصی یا گروهی، به یکی از طرف‌های درگیر کمک کند، تا برطرف مقابل، چیره شود. طبیعی است چنین معنایی با یاری کردن انبیا و مؤمنان در آخرت سازگاری ندارد؛ بلکه مصداق آیه با رجعت، و نصرت انبیا و اولیا تحقق می‌یابد.

شیخ مفید در تفسیر این آیه می‌فرماید:

شیعیان عقیده دارند خدای تبارک و تعالی وعده نصرت خود را درباره دوستانش، پیش از آخرت تحقق خواهد بخشید و آن، هنگامی است که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند. در پایان دنیا، مؤمنان رجعت می‌کنند و وعده الهی تحقق می‌یابد(31) .

این رجعت مؤمنان و این وعده الهی برای زن و مرد است؛ چون در غالب از آیات و روایات، به گروه خاصی با علامت خاصی اشاره نشده است؛ بلکه بیشتر به مؤمنان و منافقان اشاره شده و این دو کلمه، هم شامل زن می‌شود و هم شامل مرد.

ب: روایات

در این فراز می‌توانیم رجعت را از سه منظر احادیث، زیارات و ادعیه پی‌گیری کنیم.

1. احادیث

اخبار و روایاتی که درباره رجعت از معصومان علیهم السلام نقل شده، به قدری زیاد است که در طول تاریخ، بسیاری از بزرگان و علمای شیعه درباره آن، ادعای تواتر کرده‌‌اند (معنوی و اجمالی) (32) از جمله شیخ طوسی در مورد برخی از احادیث رجعت ادعای تواتر لفظی هم نموده است.(33) علامه مجلسی در این رابطه می‌فرماید: «اگر روایت رجعت متواتر نباشد پس در دنیا روایت متواتر وجود ندارد» (34) . علامه طباطبایی می‌فرماید: روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام نسبت به اصل رجعت متواتر است و تواتر با مناقشه در تک تک حدیث باطل نمی‌شود.(35)

به همین دلیل، اکنون فقط به ذکر برخی از این احادیث می‌پردازیم:

از امام صادق علیه السلام نقل شده است: هر کس به هفت چیز اعتقاد داشته باشد، مؤمن )شیعه) است و در میان آن هفت چیز، ایمان به رجعت را ذکر فرمود. (36)

مأمون به حضرت امام رضا علیه السلام عرض کرد: «ای اباالحسن نظرت درباره رجعت چیست؟» آن حضرت فرمود:

آن، حق است و در امت‌های گذشته نیز بوده و قرآن آن را بیان کرده است. رسول‌خدا - صل الله علیه و آله- فرمود: آن‌چه در امت‌های گذشته واقع شده در این امت نیز بدون کم و کاست واقع خواهد شد».(37)

«حَذْوَ النََعّل بالنَّعّل وَ الْقَذَّةِ بِالْقَذَّةِ» یعنی برابری و یکسانی که گام به گام و مو به مو، تحقق پیدا می‌کند.

طبق آن‌چه امام رضا علیه السلام فرمود، به دست می‌آید که در امت‌های گذشته رجعت بوده است و در این رخداد مهم هم زن و هم مرد حضور داشته‌اند(38) و در زمان ظهور نیز با رجعت زنان و مردان، این واقعه ادامه پیدا می‌کند و این، امری است که درباره همه انسان‌های مؤمن خاص و کفار خاص اجرا می‌شود.

2. زیارات

در زیارتی که خطاب به حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خوانده می‌شود آمده است: اگر دوران درخشان و پرچم‌های برافراشته و حکومت قدرت‌مند تو را درک کردم، بنده‌ای از بندگان تو خواهم بود ... و اگر پیش از ظهورت مرگ فرا رسید، با توسل به تو از خدای سبحان می‌خواهم که بر محمد و آل محمد- صل الله علیه و آله - درود فرستد و برای من، بازگشتی در دوران ظهورت و رجعتی در زمان (حکومت) تو قرار دهد، تا با فرمان‌برداری تو، مراد خویش را دریابم و دلم را (با انتقام) از دشمنانت شفا بخشم.  (39)

هم‌چنین در زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه می‌خوانیم: «ای سرورم! ای اباعبدالله! خدا و فرشتگان و پیغمبرانش را شاهد می­گیرم که من، به شما ایمان، و به بازگشت‌تان یقین دارم.»(40)

3. ادعیه

الف. در دعای عهد آمده است:

پروردگارا ! اگر مرگی که بر تمام بندگانت، قضای حتمی قرار دادی میان من و او( حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) جدایی انداخت، مرا (هنگام ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) از قبر برانگیز؛درحالی که کفنم را ازار خود کرده و شمشیرم را از نیام برکشیده و نیزه‌ام را برهنه ساخته‌ام و دعوت دعوت‌کننده را لبیک می‌گویم.(41)

از امام صادق علیه السلام روایت شده : «هر کس چهل صبح این دعا را بخواند، از یاوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خداوند او را از قبر بیرون آورد».(42)

ب. در دعایی که بعد از زیارت حضرت حجت -عجل الله تعالی فرجه الشریف- در سرداب نقل شده این گونه آمده است: «خدایا! اگرقبل ازظهور حضرتش مرا از دنیا بردی، مرا از کسانی قرار ده که در رجعت بر می‌گردند.» (43)

ویژگی‌های رجعت

بر اساس آیات و روایات، ویژگی‌های رجعت به شرح زیر است:

1- رجعت عمومی نیست، بلکه مخصوص عده‌ای از مؤمنان صالح و کافران معاند است و سرسلسله‌ی رجعت کنندگان انبیا و ائمّه‌ی اطهار علیهم‌السلام و دشمنان آن­ها هستند. امام صادق علیه‌السلام در بیان این ویژگی می‌فرمایند: «إنّ الرّجعةَ لَیسَت بِعامّةِ و هی خاصّة ٌ و لا‌یَرجِعُ  إِلّا مَن مَحَضَ الإیمانَ مَحضاً أو مَحضَ الشِّرکَ مَحضاً» (44)؛ «رجعت امری همگانی نیست، بلکه امری اختصاصی است و تنها کسانی رجعت می‌کنند که به ایمان خالص یا شرک خالص رسیده ­باشند.»

2- زمان رجعت مشخص و معین نیست. در حدیث آمده است: «فَلَمّا أخبَرَهم رسول الله ما یکون مِن الرّجعةِ. قالوا متی هذا؟ قال الله عزّ و جلّ: قل (یا محمد) إن أدری أقریبٌ ما توعدون أم یجعل له رَبّی أمَداً» (45)؛ «آن هنگام که رسول خدا صل الله‌علیه‌ وآله-‌ مردم را نسبت به وقایع رجعت آگاه کرد مردم از آن حضرت پرسیدند رجعت در چه زمانی اتفاق می‌افتد؟ خداوند به پیامبرش وحی فرمود: «بگو نمی‌دانم که آنچه وعده داده شده نزدیک است و یا آن ‌که خداوند برای آن مدت (طولانی) قرار داده‌است.» (46)

3- رجعت کنندگان با تمام خصوصیات و ویژگی‌های دنیایی خودشان برمی‌گردند.

4- رجعت کنندگان همه از دنیا رفته‌اند و بعد از مرگ دوباره زنده شده به دنیا برمی‌گردند و زندگی جدیدی را شروع می‌کنند.(47)

5- همه‌ی رجعت کنندگان همزمان رجعت نمی‌کنند، بلکه به تدریج برگردانده می‌شوند.(48)

6- فرمان رجعت، همانند فرمان ظهور از طرف خداوند متعال صادر می‌شود. زیرا جز قدرت بی‌نهایت خداوند، کلام قدرتمندی توان آن را ندارد که مردگان را فرمان بازگشت داده و استخوان‌‌های پوسیده را زندگی مجدد ببخشد.(49)

7- افرادی که برای انتقام و تنبیه، رجعت می‌کنند، هرگز به میل و اراده‌ی خود بر‌نمی‌گردند، زیرا رجعت برای آن‌ها بسیار ذلت‌بار و سخت است ولی در مورد مؤمنین رجعت اختیاری است. چنان‌چه در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام آمده‌است: «هنگامی که مهدی علیه‌السلام  قیام کند، مأمورین الهی در قبر به اشخاص مؤمن می‌گویند ای بنده‌ی خدا! مولایت ظهور کرده‌است، اگر می‌خواهی به او بپیوندی آزاد هستی و اگر بخواهی در نعمت الهی متنعّم بمانی، باز هم آزاد هستی.»(50)

هدف رجعت

یکی از سؤالاتی که در بحث رجعت مطرح می‌شود، این است که چرا باید عده‌ای از انسان‌ها ـ اعم از خوب و بد ـ قبل از قیامت و در دوران ظهور حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دنیا برگردند؟ رجعت چه اهمیتی دارد که معصومان -علیهم السلام - تا این مقدار در روایات، ادعیه، و زیارات بر آن تأکید کرده‌اند، تا حدّی که بعضی از علما و بزرگان دین، رجعت را از ضروریات مذهب شیعه برشمرده‌اند؟

رجعت به دنیا، تنها به اذن و اراده الهی قابل تحقق است و چون همه افعال خدای حکیم، از روی حکمت است، رجعت نیز دارای حکمت خواهد بود. این‌جا به مواردی از اهداف رجعت اشاره می‌کنیم:

1. انتقام گرفتن از ستمگران

در رجعت، گروهی از منافقان و ستمگران تاریخ که در حق انسان‌ها، از هیچ ظلم و ستمی دریغ نکردند و غصب کنندگان خلافتِ اهل‌بیت پیامبر- صل الله علیه و آله- به دنیا برمی‌گردند، تا قبل از قیامت به بخشی از مجازات‌های خود برسند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که کار حسین علیه السلام خاتمه یافت، ملائکه به درگاه خداوند تضرع کردند. پس خداوند سایه حضرت قائم -عجل الله تعالی فرجه الشریف- را برپا داشت و فرمود: «به وسیله این، از آنان که به او ستم کردند )قاتلان امام حسین علیه السلام‌( انتقام می‌گیرم».(51)

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در صورتی می‌تواند از قاتلان امام حسین علیه السلام انتقام بگیرد که آنها زنده باشند و این، با رجعت تحقق می‌یابد.

2. نصرت دین

یکی از اهدافی که رجعت مؤمنان بر آن استوار است، نصرت و یاری رساندن به دین الهی در عصر طلایی ظهور امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- است. بزرگی و عظمت قیام جهانی حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌‌طلبد که یاران آن حضرت، از حیث تعداد و نیرو، متناسب با آن نهضت باشند.

اعتقاد به رجعت و بازگشت به دنیا، می‌تواند نقش برجسته‌ای در نشاط دینی و امید حضور در حکومت جهانی حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف داشته باشد. رجعت، برای همه افراد ـ چه زن و چه مرد که لایق یاری‌رساندن بوده و قبلاً از دنیا رفته‌اند ـ زمینه این مهم را فراهم می‌سازد.

در برخی دعاها از خدای بزرگ می‌خواهیم ـ اگر زنده نبودیم ـ ما را در دوران ظهور امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- زنده گرداند تا او را یاری دهیم؛ همان طور که در دعای روز بیست و پنجم ماه ذیقعده می‌خوانیم:

خداوندا ! فرج اولیایت را نزدیک کن و آن‌چه به ستم از آنان گرفته‌اند، به ایشان برگردان و قائم‌شان علیه السلام به حق ظاهر کن ... خداوندا! بر آن بزرگوار و پدرانش درود فرست و ما را از یارانش قرار ده و در رجعتش محشورمان کن تا از یاری‌کنندگان او باشیم. (52)

این دعاها و خواستن‌ها مخصوص همه انسان‌هاست، چه زن و چه مرد، تا در آن زمان، از  رجعت‌کنندگان و در صف یاران مهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف- باشند.

3. لذت بردن مؤمنان از حاکمیت اسلام

بسیاری از مؤمنان، در طول تاریخ، آرزوی حاکمیت دین در سراسر جهان را داشتند و در این راه مبارزه کردند؛ اما دشمنان دین، با ظلم و جور خود نگذاشتند دین در تمام ابعاد، حاکمیت یابد. در دوران رجعت، مؤمنان برمی‌گردند تا عزّت دین و خفت و خواری ظالمان را ببینند.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اما مؤمنان، به سوی روشنایی‌های چشمانشان برمی‌گردند (تا چشمشان با دیدن حکومت عدل امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- روشن شود) و اما ستمگران، برمی‌گردند تا دچار عذاب الهی گردند؛ چنان‌که خداوند می‌فرماید: «و قطعاً غیر از آن عذاب بزرگ‌تر، از عذاب این دنیا به آنان می‌چشانیم».(53)

4. تأثر کافران از استقرار حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

 یکی از اهدافی که در روایات بسیار تکرار شده و حتی در تعاریف رجعت هم انعکاس یافته است،(54)عزت مؤمنان و خواری و ذلت منافقان است.

امام باقر علیه السلام می‌فرماید:

هیچ شخص نیک و بدی از این امت نیست، مگر این‌که رجعت می‌کنند؛ مؤمنان برمی‌گردند تا این‌که عزیز شده، چشمان‌شان روشن شود و فجّار برمی‌گردند تا خداوند ذلیل‌شان کند. آیا نشنیده‌ای گفتار خداوند را که می‌فرماید: همانا عذاب نزدیکتر (کوچکتر) را که غیر از عذاب بزرگتر است به آن‌ها می‌چشانیم(55).

عذاب نزدیک‌تر، به عذاب رجعت منطبق شده است.

حضرت علی علیه السلام در تفسیر آیه مبارک  «رُبَما یَوَدُّ الَّذینَ کَفَرُوا لَوْ کانُوا مُسْلِمینَ » (56)می‌فرماید:

زمانی که من با شیعیانم با پیروانشان برمی‌گردیم، بنی‌امیه را با خواری و ذلت به قتل می‌رسانم. در این هنگام، کفار می‌گویند: «ای کاش مسلمان بودیم!» (57)

5. تکامل مؤمنان

یکی از اهداف رجعت، رسیدن به تکامل نهایی است؛ چون رجعت، عمومی نیست و ویژه مؤمنان و طاغیان ستمگر محض است، بازگشت آنان به زندگی دنیوی، به منظور تکمیل حلقه کمال گروه اول و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم است.

به تعبیر دیگر، مؤمنان خالص، در مسیر تکامل معنوی با موانع دشمنان روبه‌رو بودند و از تکامل باز ماندند. حکمت الهی اقتضا می‌کند که آنها سیر تکاملی خود را ازطریق بازگشت به این جهان به پایان برسانند و در گسترش حکومت حق شرکت کنند که شرکت در چنین حکومتی از افتخارات بزرگ است.

رجعت کنندگان 

روایاتی که رجعت‌کنندگان را معرفی می‌کند به دو دسته تقسیم شده‌اند:

1. بعضی روایات به طور عموم دلالت می‌کند که تمام مؤمنان خالص (زن و مرد) و کفار معاند (زن و مرد) که در طول تاریخ در روی زمین زندگی کرده‌اند، برمی‌گردند. امام صادق علیه السلام  می‌فرماید: «همانا رجعت، عمومی نیست؛ بلکه خصوصی است، برنمی‌گردند مگر مؤمنان محض و کفار محض.» (58)

2.بعضی از روایات، رجعت‌کنندگان را با اسم و مشخصات معرفی می‌کند:

الف) مردان

1.رجعت پیامبران

طبق روایاتی که درتفسیرآیه( 81 )از سوره آل عمران از معصومین علیهم السلام رسیده است،همه ی پیامبران در رجعت بر می گردندواینک به دو روایت اشاره می کنیم:

1-«خداوند همه ی پیامبران ومؤمنان را برای یاری امیرمؤمنان علیه السلام گرد می آورد،درآن روزعلیّ بن ابی طالب- علیه السلام- پرچم رسول اکرم- صلی الله علیه وآله- رادر دست می گیرد وامیر همه ی مخلوقات می شود.همه مخلوقات در زیر پرچم او قرار می گیرند واو بر همه فرما نروائی می کند».(59)

2-«درآن روزخداوند همه ی پیامبران را ازآدم تا رسول اکرم- صلی الله علیه وآله - برمی انگیزد تا همه ی آنها در برابر من شمشیر بزنند وگردن گردنکشان را از انس وجن بزنند».(60)

2.رجعت رسول اکرم« صلی الله علیه وآله »

براساس روایات فراوانی رسول اکرم- صلی الله علیه وآله- به این جهان باز می گردد وحکومت می کند،که به یکی از آنها اشاره می کنیم:

از امام صادق- علیه السلام- پرسیدند:منظور از «یوم»در آیه ی شریفه «فی یَومٍ کانَ مقدارُهُ خَمسینَ الفَ سنةٍ»چیست؟فرمود:

«روزیکه پنجاه هزار سال است،روزگار رجعت حضرت رسول اکرم «صلی الله علیه وآله» است که مدت فرمانروائی آن حضرت در رجعت پنجاه هزار سال است».(61)

3.رجعت امیر المؤمنان « علیه السلام»:

«واِذا وَقَعَ القَولُ عَلَیهِم اَخرجنا لَهِم دابَّةً مِنَ الاَرضِ تُکَلِّمُهُم اَنَّ النّاسَ کانوُا بِا یا تِنا لا یوُقِنوُنَ».

«چون سخن بر آنها فرود آید،از زمین جنبنده ای بر ایشان بیرون می آوریم که با آنها سخن گوید که مردم به آیه های ما باور نمی کردند».(62)

از نظر روایات اهل بیت عصمت وطهارت هیچ تردیدی نیست که منظور از دابَّةً الاَرضِ

رجعت وجود مقدس شاه ولایت حضرت علی بن ابی طالب- علیه السلام- می باشد که احادیث فراوانی در این زمینه وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

امام باقر- علیه السلام-  از حضرت علی -علیه السلام- نقل می کنند که فرمود:

«من تقسیم کننده ی بهشت ودوزخم ،کسی وارد آنها نمی شود جز بر اساس تقسیم من.من فاروق اکبرم.من پیشوای آیندگانم.من گزارشگر گذشتگانم.جز رسول اکرم - صلی الله علیه وآله- کسی بر من پیشی نمی گیرد.او ومن در یک صراط هستیم،جز اینکه این صراط به نام اوست. به من شش فضیلت داده شد:

1-علم منایا وبلایا ووصایا به من داده شد.

2-سخن فصل(جداکننده حق وباطل)به من عطا شد.0

3-من صاحب رجعتها هستم.

4-فرمانروائی کل به من عطا شده.

5-من صاحب عصا ومیسم هستم.

6-من (دابَّةً الاَرضِ) هستم که با مردم سخن خواهم گفت».(63)

رسول اکرم -صلی الله علیه وآله- دروصف دابَّةً الاَرضِ فرمود :

«تیز پائی به او نمی رسد ،فرار کننده ای از او فوت نمی شود .مؤمن را نشان مؤن،وکافر را نشان کافر می زند.عصای موسی وانگشتر حضرت سلیمان با اوست ».(64)

امام صادق- علیه السلام- می فرماید :

«امیر مؤمنان چهل و چهار هزار سال حکومت می کند وبرای هر یک از شیعیان علی بن ابی طالب هزار پسر به دنیا می آید».(65)

از امام صادق- علیه السلام- روایت شده که فرمود:

حضرت علی- علیه السلام-  یکبار با امام حسین- علیه السلام-  بر می گردد وبرای بنی امیّه انتقام می گیرد ... ویکبار دیگر با رسول خدا- صلی الله علیه وآله-  بر می گردد ودر روی زمین خلیفه می شود وامامان- علیهم السلام - والیان او می باشند.(66)

از برسی برخی احادیث وارده در ذیل آیه ی 158 سوره ی انعام استفاده می شود که بسته شدن باب توبه نیز در آخرین رجعت امیرمومنان- علیه السلام - خواهد بود.(67)

آخرین بر گشت على «علیه السلام» به دنیا و کشته شدن شیطان
«قالَ رَبِّ فَانْظِرْنى اِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ . قالَ فَاِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرینَ. اِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ»
«گفت : پروردگارا! مَرا تا روزى که انسانها برانگیخته مى شوند مهلت ده فرمود: تو از مهلت داده شدگانى . ولى تا روز و زمان معیّن».(68)
امام صادق علیه السلام فرمود:«ابلیس از خدا خواست که او را تا روز قیامت مهلت دهد، ولى خداوند آن را ردّ کرد و فرمود:تا روز وقت معلوم تو از مهلت داده شده ها هستى» ، چون روز وقت معلوم فرا رسد، ابلیس با تمام پیروانش که از زمان خلقت آدم تا آنروز از او پیروى کرده اند، ظاهر مى شودو حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برگردد و این آخرین برگشت آن حضرت است .پس چون آن روز(یعنى آخرین رجعت على علیه السلام) برسد، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برگردد با اصحابش ، و شیطان نیز بیاید با اصحابش ، و ملاقات ایشان در کنار فرات واقع شود نزدیک به کوفه ، پس ‍ کُشت و کشتارى بینشان واقع مى شود که هرگز چنین قتلى واقع نشده باشد.امام صادق-علیه السلام-  فرمود: گویا مى بینم اصحاب حضرت امیر را که صد قدم از پشت سر بر مى گردند و پاى بعضى در میان آب فرات داخل شود. پس ابرى از آسمان فرود آید که پر شده باشد از ملائکه ، و رسول خدا- صلى الله علیه و آله- در حالى که اسلحه اى از نور در دست داشته باشد، در پیش آن ابر مى آید، چون نظر شیطان بر آن حضرت بیافتد عقب نشینى کند، و اصحابش به او گویند: اکنون که پیروز شدى به کجا مى روى ؟
شیطان مى گوید: من مى بینم آنچه شما نمى بینید، من مى ترسم از پروردگار عالمیان .پس حضرت رسول- صلى الله علیه و آله- به او مى رسد و حربه در میان دو کتفش بزند که او و اصحابش همه هلاک شوند.بعد از آن ، همه مردم خدا را به یگانگى بپرستند و هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند.(69)

4.رجعت امام حسین« علیه السلام »:

اوّل کسى که به دنیا بر مى گردد امام حسین علیه السلام است
قال الصادق علیه السلام :«اءوّل من یرجع الى الدنیا، الحسین بن على علیه السلام فیملک حتّى یسقط حاجباه على عینیه من الکبر...».
امام صادق علیه السلام فرمود:«اوّل کسى که در رجعت به دنیا بر مى گردد حضرت امام حسین -علیه السلام- خواهد بود و آن مقدار حکومت و رهبرى خواهد کرد که از پیرى موهاى ابروهاى او بر روى دیده اش آویخته شود».(70)
خبر دادن امام حسین -علیه السلام - ز بازگشت خویش به دنیا
جابر از امام باقر- علیه السلام-  روایت مى کند: حضرت امام حسین -علیه السلام- در صحراى کربلا پیش از شهادت فرمودند:«جدّم رسول خدا- صلى الله علیه و آله- به من فرمود:اى فرزند! تو را به سوى عراق خواهند برد، در زمینى که پیغمبران و اوصیاى ایشان در آنجا یکدیگر را ملاقات کرده اند یا خواهند کرد، و آن زمین را(عمورا) مى گویند، در آنجا شهید خواهى شد و با تو جماعتى از اصحاب تو نیز به شهادت خواهند رسید، که درد و رنج بریدن آهن به ایشان نخواهد رسید، چنانچه آتش را حقتعالى بر حضرت ابراهیم- علیه السلام - سرد و سلام گردانید، همچنین آتش جنگ بر تو و اصحاب تو سَرد و سلام خواهد شد ».(71)
امام حسین -علیه السلام- خطاب به اصحاب خود فرمود:«بشارت باد شما را، شاد باشید که ما به نزد پیغمبر خود مى رویم ، پس ‍ مى مانیم در آن عالم آنقدر که خدا بخواهد.پس اوّل کسى که زمین شکافته مى شود و از زمین بیرون مى آید من خواهم بود و همراه بیرون آمدن من ، بیرون خواهد آمد امیرالمؤمنین- علیه السلام- و قیام خواهد کرد قائم ما -علیه السلام- پس نازل مى شود بر من گروهى از آسمان از طرف حق تعالى (که هرگز بر روى زمین فرود نیامده باشند) با جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و لشکرها از ملائکه .و فرود مى آید محمد و على ( علیهما السلام ) و من و برادرم و جمیع آنها که خدا بر ایشان منّت گذاشته از انبیاء و اوصیاء، سوار شده بر اسبان خدائى ابلق(72) از نور، که هیچ مخلوقى پیش از آنها، بر آنها سوار نشده است .پس حضرت رسول خدا- صلى الله علیه و آله-عَلَمْ خود را به دست مى گیرد و حرکت مى دهد و شمشیر خود را به دست قائم ما مى دهد، پس ‍ بعد از آن ، آنچه خدا خواهد مى نمائیم .پس از آن حقتعالى بیرون مى آورد از مسجد کوفه چشمه اى از روغن و چشمه اى از آب و چشمه اى از شیر.پس آنگاه حضرت امیرالمؤمنین -علیه السلام-  شمشیر حضرت رسول- صلى الله علیه و آله- را به من مى دهد و مرا به جانب مشرق و مغرب بفرستد، پس هر که دشمن خدا باشد خونش را بریزم و هر بتى را بیابم بسوزانم تا اینکه به زمین هند برسم و جمیع بلاد هند را فتح کنم .و حضرت دانیال و یوشع زنده شوند و بیایند به سوى حضرت امیرالمؤمنین-علیه السلام - و گویند:«راست گفتند خدا و رسول او در وعده ها که دادند».
پس هفتاد نفر با ایشان بفرستد به سوى بصره که هر که در مقام مقاتله در آید او را بکشند، و لشکرى به سوى بلاد روم بفرستد که آنها را فتح کنند.پس هر حیوان حرام گوشت که باشد بکُشم تا آنکه به غیر حلال و پاک و پاکیزه در روى زمین نباشد ... یهود و نصارى و سایر ملل را مخیّر گردانم میان اسلام و شمشیر، پس هر که مسلمان شود منّت گذارم بر او و هر که اسلام را نخواهد خونش را بریزم .و هیچ مردى از شیعیان ما نماند مگر آنکه خدا ملکى به سوى او بفرستد که خاک را از روى او پاک کند و زنان و منزل او را در بهشت به او نشان دهد.و هر کور و زمین گیر و مبتلائى که باشد خدا به برکت ما اهل بیت آن بلاها را از او دفع نماید.و حق تعالى برکت را از آسمان به زمین فرو فرستد به مرتبه اى که شاخه هاى درختانِ میوه دار از زیادى میوه بشکند و میوه تابستان در زمستان و میوه زمستان در تابستان به عمل آید و این است معنى قول حقتعالى که فرمود:« وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقُوا لَفَتَحْنا»
« و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان مى آوردند و تقوا پیشه مى کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها مى گشودیم ؛ ولى (آنها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم ».(73)
سپس فرمود:خداوند به شیعیان ما کرامتى ببخشد که مخفى نماند بر ایشان هیچ چیز در زمین و آنچه در زمین است ، حتّى آنکه اگر کسى بخواهد از احوال خانواده خود اطّلاع حاصل کند خدا به او الهام مى کند به آنچه که آنها انجام مى دهند.(74)
حساب خلائق در رجعت با امام حسین -علیه السلام- است
قال الصادق علیه السلام :«انّ الّذى یلى حساب النّاس قبل یوم القیامة الحسین بن على علیهما السلام فاءمّا القیامة فانّما هو بعث إلى الجنّة و بعث إلى النّار»
از امام صادق -علیه السلام- روایت شده :حساب خلایق با حضرت امام حسین -علیه السلام - خواهد بود در رجعت پیش از قیامت و اما قیامت ، پس در قیامت مردم مبعوث مى شوند تا به بهشت یا به جهنّم بروند.(75)
یاران امام حسین -علیه السلام- هنگام بازگشت آن حضرت به دنیا
از امام صادق علیه السلام روایت شده که :گروهى از فرشتگان از خداى تبارک و تعالى اجازه گرفتند که براى یارى امام حسین -علیه السلام -نازل شوند، چون به سرزمین کربلا رسیدند امام حسین علیه السلام به شهادت رسیده بود.به آنها خطاب شد ملازم قبر او باشید تا وقتى که خروج کند، در آن روز از یاران او خواهید بود، این فرشتگان همواره در کنار قبر آن حضرت هستند و براى آن حضرت گریه مى کنند تا روزى که خارج شود و آنها از یاران و یاوران او باشند. (76)
در برخى منابع تعداد همراهان امام حسین -علیه السلام -95 هزار نفر آمده است .(77)
امام حسین علیه السلام چهل هزار سال حکومت مى کند
امام صادق علیه السلام فرمود:

« نخستین کسى که در رجعت بر مى گردد حسین بن على -علیه السلام است- ، چهل هزار سال در روى زمین مى ماند، تا از کثرت سنّ، ابروانش بر روى چشمهایش بریزد».(78)
امام حسین علیه السلام حضرت مهدى -علیه السلام - را غسل مى دهد
« ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَاءَمْدَدْناکُمْ بِاَمْوالٍ وَ بَنینَ وَ جَعَلْناکُمْ اَکْثَرَ نَفیرا». (79)
« سپس شما را بر آنها چیره مى کنیم ؛ و شما را بوسیله داراییها و فرزندانى کمک خواهیم کرد، و نفرات شما را بیشتر (از دشمن ) قرار مى دهیم».
در تفسیر آیه شریفه 6 از سوره اسراء چنین روایت شده :
...
امام حسین -علیه السلام- با هفتاد نفر از یارانش ، که خودهاى(80) دو روى طلا بر سر دارند، و به مردم اعلام مى کنند که این حسین -علیه السلام - است که خارج شده است ، تا مؤمنان در مورد او دچار شک و تردید نشوند و خیال نکنند که شیطان یا دجّال است . و این هنگامى است که حضرت مهدى- علیه السلام- در میان مردم است .هنگامى که همه مؤمنان امام حسین علیه السلام را شناختند و همگى یقین کردند که او حضرت حسین -علیه السلام- است ، اجل حضرت مهدى -علیه السلام- فرا مى رسد و دیده از جهان فرو مى بندد.(81)
آنگاه امام حسین- علیه السلام- او را غسل و کفن و حنوط مى کند و به خاک مى سپارد. که هرگز امام را جز امام غسل نمى دهد.(82)

 یزید چند بار به دنیا بر مى گردد
از بعضى روایات استفاده مى شود که : یزید و یزیدیان چندین بار به این دنیا بر مى گردند و در هر دفعه به کیفر اعمال خود مى رسند.اینک به سه دسته روایاتى که در این زمینه آمده است اشاره مى کنیم :
1 -
امام صادق علیه السلام فرمود:«...گروهى از مؤمنان با صلابت پیش از قیام قائم- علیه السلام- برانگیخته مى شوند و انتقام خون حسین- علیه السلام- و یارانش را مى گیرند».(83)

-2 روایت شده :«هنگامى که قائم ما قیام کند انتقام خون امام حسین -علیه السلام- را مى گیرد».(84)
3
-و نیز روایت شده :« در پایان عمر حضرت ولى عصر- عجل الله تعالی فرجه الشریف- امام حسین- علیه السلام- با هفتاد نفر از اصحابش رجعت مى کند و از یزید و یزیدیان قصاص ‍ مى کند».(85)
5.رجعت جمعی از اصحاب پیامبر:

1-گروهی که برآل محمد ستم کردند وحق را از مجرای خود بیرون کردند وهزاران سال آثار ستم آنها جهان را برای مؤمنان تیره وتاروناخوشایند ساخت،آنها بر می گردند تا حساب پس بدهند ودر محاکمه ی عادلانه ی دولت حقه به سزای اعمال خود برسند. از کسانیکه دراین رابطه به اسم آمده است قنفذ ومولایش می باشد،که هردو آورده می شوند وبه عنوان قاتلان محسن فاطمه «سلام الله علیها» محاکمه وبه دار آویخته می شوند.(86)

2-گروهی از اصحاب باوفای پیامبر ویاران وشیعیان باصفای امیر مؤمنان که در طریق ولایت ثابت قدم ماندند وهرگز منحرف نشدند که اسامی تعدادی از آنان در احادیث آمده وبه برخی از آنها در ایجا اشاره می کنیم:

1.بازگشتِ جناب سلمان
در ضمن یک حدیث جناب سلمان از وجود مقدّس رسول اکرم- صلى الله علیه و آله- نقل مى کند که از دوازده وصىّ خود از حضرت على تا حضرت مهدى (سلام اللّه علیهم اجمعین ) با نام و لقب واوصاف کریمه شان صحبت مى کند و آنگاه جناب سلمان گریه مى کند و عرض ‍ مى کند: چگونه مى شود که سلمان آنها را درک کند؟ مى فرماید:«اى سلمان تو آنها را درک مى کنى ، و هر کس مانند تو، آنها را از روى معرفت کامل دوست بدارد و از آنها پیروى کند آنها را درک مى کند».جناب سلمان مى گوید: خدا را بسیار سپاس گفتم و سپس عرض کردم : یا رسول اللّه- صلى الله علیه - و آله آیا عمر من تا زمان آنها ادامه خواهد داشت ؟
فرمود: اى سلمان ! بخوان این آیه را: «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُولیهُما».(87)
(این آیه از آیات رجعت است و تلاوت این آیه اشاره به این است که جناب سلمان پیش از ظهور از دنیا مى رود ولى بعد از ظهور امام زمان علیه السلام رجعت مى کند).
جناب سلمان مى گوید:بسیار گریستم و بر اشتیاقم افزده شد و گفتم : اى رسول گرامى آیا این پیمانى است از طرف شما؟
فرمود: «آرى ، سوگند به خدائى که محمّد را به رسالت برانگیخت ، این پیمانى است از سوى من و على و فاطمه و حسن و حسین و نُه تن امام و از سوى همه کسانى که از ما هست و در راه ما مورد ستم قرار گرفته است».
«اى سلمان ! به خدا سوگند، ابلیس و سپاهیانش حاضر مى شوند و همه مؤمنان خالص و کافران خالص حاضر مى شوند، قصاصها و انتقامها گرفته مى شود و پروردگارت به کسى ستم روا نمى دارد».
این است تأ ویل آیه که مى فرماید:«ما اراده کرده ایم که بر کسانى که روى زمین به ضعف کشیده شده اند، منّت نهیم و آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم ».(88)
جناب سلمان مى گوید:«از محضر رسول اکرم- صلى الله علیه و آله- بلند شدم و دیگر پروائى نداشتم که مرگ سراغ من بیاید یا من به سراغ مرگ بروم ».(89)
امام صادق- علیه السلام - نیز به هنگام بحث از اصحاب حضرت ولىّ عصر - روحى فداه - از جناب سلمان نام مى برد.(90)
2.بازگشتِ جناب مقداد
امیرمؤمنان در ضمن یک خطبه بسیار طولانى از ظهور حضرت بقیة اللّه - ارواحنا فداه - و یاران باوفاى آن حضرت بحث کرده مى فرماید:«20 تن از یاران قائم - ارواحنا فداه -از اهل یمن هستند که یکى از آنها مقداد پسر اسود است ».(91)
امام صادق علیه السلام نیز او را در میان یاران حضرت بقیة اللّه - روحى فداه - نام برده است . (92)
3.بازگشتِ جابر عبداللّه انصارى
در حدیثى از امام صادق علیه السلام نام جابر نیز در میان اصحاب حضرت بقیة اللّه -علیه السلام- یاد شده است . (93)
4. بازگشتِ ابودجانه انصارى
امام صادق -علیه السلام- ابودجانه را از کسانى شمرده است که به هنگام ظهور حضرت بقیة اللّه از یاران آن حضرت خواهد بود.(94)
ابودجانه مرد ارزنده و غیورى است که روز اُحد در نصرت رسول اکرم- صلى الله علیه و آله- پایدار ماند. چون همه گریختند و جز على و ابودجانه نماند، پیامبر فرمود: اى ابودجانه ، من بیعتم را از تو برداشتم تو نیز برگرد، امّا على ، او از منست و من از اویم .ابودجانه گفت : نه هرگز، به خدا قسم ، من هرگز خودم را از بیعت شما خارج نمى کنم ، من با شما بیعت کرده ام ، آیا شما را تنها بگذارم به کجا روم ؟ به سوى زن و فرزندى که خواهند مرد؟ یا به سوى خانه اى که ویران خواهد شد؟ یا به سوى ثروتى که فانى خواهد شد؟ و یا به سوى اجلى که فرا خواهد رسید؟!. آنقدر از رسول اکرم- صلى الله علیه و آله- دفاع کرد تا در اثر زخمهاى بى شمار توان خود را از دست داد.(95)
5. بازگشتِ مالک اشتر یار با وفاى امیرمؤمنان علیه السلام
مالک اشتر آن یار باوفاى امیرمؤمنان که به هنگام رحلتش امیرمؤمنان مى فرمود:«اى کاش در زیر آسمان مالک دیگرى نیز بود».(96)
مالک اشتر جزء یاران حضرت بقیة اللّه است که در رجعت زنده مى شود و از طرف آن حضرت در گوشه اى از جهان پهناور حکومت مى کند.

 6. بازگشتِ مفضّل بن عمر
مفضّل بن عمر یکى از بزرگان اصحاب امام صادق -علیه السلام- است او را مژده داده اند که از یاران حضرت بقیة اللّه- روحى فداه- مى باشد و فرمودند که :«تو اى مفضّل ! در طرف راست حضرت قائم- عجل الله تعالی فرجه الشریف- مى ایستى ، امر و نهى مى کنى . در آن روز بیش از امروز از تو فرمان مى برند».(97)
7. بازگشتِ حمران بن اعین
حمران بن اءعین برادر زرارة بن اعین نیز در میان یاران حضرت ولىّ عصر-عجل الله تعالی فرجه الشریف- یاد شده است.(98)
8. بازگشتِ مؤمن آل فرعون
در جلسه مشورتى فرعون ، هنگامى که به کشتن حضرت موسى و همه مردانى که به او ایمان آورده اند، رأ ى داده شد، مردى از آل فرعون که ایمان محکم و پابرجائى به حضرت موسى -علیه السلام -داشت و ایمان خود را مکتوم نگه مى داشت مطالب بسیار حکیمانه اى گفت که به کلّى رأ ى حاضرین در مجلس را دگرگون ساخت . مطالب حکیمانه او را خداوند متعال در سوره مؤمن آیه هاى 28 - 44 آورده است .قرآن کریم از این شخص به عنوان «مؤمن آل فرعون » نام برده و در لسان احادیث به همین عنوان معروف شده است .امام صادق -علیه السلام- نام او را در لیست اصحاب خاص حضرت بقیّة اللّه - روحى فداه - آورده است.(99)
9. بازگشتِ یوشع بن نون
یوشع بن نون وصىّ حضرت موسى -علیه السلام- بود و تاریخ زندگى او شباهت زیادى به حوادث زندگى مولاى متّقیان داشت .از امام صادق -علیه السلام- روایت شده که جناب یوشع بن نون بعد از حضرت موسى -علیه السلام -مصیبتهاى بسیار دید، به خصوص از سه تن از طاغوتیان بنى اسرائیل ، چون آن سه تن به هلاکت رسیدند کار او قوّت گرفت . آنگاه دو تن از منافقان ، همسر حضرت - موسى علیه السلام- را با خودشان همفکر کردند و با صد هزار سپاه به جنگ یوشع بن نون برخاستند. جنگ سختى در گرفت و سرانجام سپاه صد هزار نفرى شکست خورد و بقیّه سپاه پا به فرار نهاد و یوشع بن نون بر آنها پیروز شد.دختر شعیب که همسر حضرت موسى بود اسیر شد. او را به خدمت حضرت یوشع آوردند. جناب یوشع به او فرمود:«من تو را در دنیا عفو کردم ، تا در آخرت حضرت موسى -علیه السلام - را ملاقات کنم و از تو به او شکایت کنم و به او بگویم که تو و قوم تو با من چه کردید».همسر حضرت موسى گفت :« اى واى بر من ، به خدا سوگند اگر به من اجازه ورود به بهشت بدهند، من شرم مى کنم که وارد بهشت شوم که پیامبر خدا حضرت موسى در آنست و من حریم او را شکستم و از سراپرده او بیرون آمدم و با وصىّ او جنگیدم ».(100)
از همین حدیث تشابه کامل حوادث عصر یوشع با عصر حضرت امیر- علیه السلام -آشکار مى شود، با این تفاوت که طاغیه عصر حضرت على -علیه السلام- هنوز تصوّر مى کرد که در سراپرده عصمت نشسته و با آیه«وَ قَرْنَ فى بُیُوتِکُنَّ» مخالفت نکرده است .جالب توجّه است که رحلت یوشع نیز در شب 21 ماه مبارک رمضان اتّفاق افتاده بود، چنانکه امام حسن مجتبى -علیه السلام- در روز شهادت امیر مؤمنان در خطبه اش بیان فرمود.(101)
امام صادق علیه السلام او را نیز جزء یاران حضرت بقیة اللّه - روحى فداه - نام برده که پس از ظهور آن حضرت ، زنده مى شود و در محضر حضرت حجّت - عجّل اللّه تعالى فرجه الشریف - در نخستین روز بیعت از مکّه معظّمه ظاهر مى شود.(102)

6.اصحاب کهف

اصحاب کهف جزء 313 نفری هستند که در روز اول با حضرت بقیةالله- روحی فداه- بیعت می کنند ودر دولت حقه فرمانروایان روی زمین به امر حضرت خواهند بود.(103)

7.رجعت حضرت اسماعیل

در روایات تصریح شده که اسماعیل غیر از اسماعیل پسر حضرت ابراهیم است،او پسر «حزقیل» بوده که به سوی قوم خود مبعوث شد وقومش اورا تکذیب کردند واو را گرفتند وپوست سر وصورتش را کندند. فرشته ی عذاب آمد که قومش را عذاب کند،از او پرسید که چگونه آنها راعذاب کند؟اسماعیل گفت:من نیازی به عذاب آنها ندارم . خدای تبارک وتعالی به او وحی کرد:ای اسما عیل چه حاجتی داری؟عرض کرد:«خداوندا،تو برای ربوبیت خود،رسالت محمد-صلی الله علیه وآله-وولایت اهل بیتش پیمان گرفته ای ، وبرگزیدگان بندگانت را آگاه ساخته ای که امت او با امام حسین -علیه السلام- چه رفتاری خواهند کرد.خداوندا،تو امام حسین- علیه السلام- را وعده کرده ای که به دنیا رجعت بدهی،تا شخصاً از قاتلینش انتقام بگیرد. حاجت من این است که مرا نیز در رجعت بازگردانی ،تا شخصاًاز کسانیکه با من چنین رفتارکرده اند انتقام بگیرم.خداوند اسماعیل بن حزقیل را وعده داد که همرا ه امام حسین -علیه السلام- رجعت کند».(104)

8. رجعت حضرت عیسی «علیه السلام »

بازگشت مسیح- علیه السلام- یـکـى از دلائل بـر صحت و امکان بازگشت به این جهان پیش از قیامت , بازگشت حضرت مسیح- علیه السلام- است که پس از رفتن از این جهان به جهان دیگر, بازمى گردد و باحضرت مهدى-عجل الله تعالی فرجه الشریف- ،بیعت کرده , در نماز به او اقتدا مى نماید, و تمامى اهل کتاب به او ایمان آورده از او پیروى مى کنند:

«وان من اهل الکتاب الا لیومنن به قبل موته، ویوم القیامه یکون علیهم شهیدا »

«تـمامى اهل کتاب - یهود و نصارى - پیش از مرگش به او ایمان مى آورند... و در روزرستاخیز بر آنان گواه خواهد بود» . (105)

بـازگشت حضرت مسیح- علیه السلام- رجعتى است که پیش از روز قیامت انجام مى گیرد, وشاهد صدقى است بر صحت مدعاى شیعه بر امکان رجعت .

در ایـن زمـیـنـه , عـلى بن ابراهیم قمى از شهر بن حوشب  روایتى آورده گوید:حجاج بن یوسف ثقفى به من گفت : آیه اى در قرآن است که مرا بیچاره کرده، گفتم :کدام آیه، گفت :«وان اهـل الـکـتـاب الا لـیومنن به قبل موته»

با این گمان که ضمیرقبل موته به من اهل الکتاب بـازمى گردد, گفت :

به خدا قسم که من دستور کشتن یهودى و نصرانى را مى دهم , و چشم به او مـى دوزم تـا ببینم لب حرکت مى دهد,ولى هرگز, بلکه بى حرکت مى ماند, بدو گفتم : نه چنین نـیـسـت کـه گـمان برده اى .گفت : پس چگونه است .

گفتم : عیسى -علیه السلام- پیش از قیام قیامت از آسـمـان فـرود مـى آیـد, آنـگـاه هـمه ملتهاى یهود و نصارى و غیره به او ایمان مى آورند, پیش از آنکه عیسى -علیه السلام -بمیرد, و در نماز به حضرت مهدى- عجل الله تعالی فرجه الشریف- اقتدا مى کند. گـفت : این را از کجا آوردى . گفتم : از امام محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب -علیه السلام- آنگاه گفت : جئت بها واللّه من عین صافیه آن را از چشمه زلالى دریافت کرده اى .(106)

9.بازگشت حضرت خضر
یکى از پیامبران عظیم الشأ ن که بدون تردید زنده است و هم اکنون بیشاز شش هزار سال از عمر شریفش مى گذرد(107) حضرت خضر -علیه السلام- است .مطابق روایات بسیارى که از امامان اهلبیت -علیهم السلام- رسیده است ، طول عمر حضرت خضر فقط براى این بود که گواهى بر طول عمر حضرت بقیة اللّه - روحى فداه - باشد، چنانکه امام صادق -علیه السلام- در ضمن یک حدیث طولانى مى فرماید:«در علم خدا گذشته بود که عمر حضرت قائم-عجل الله تعالی فرجه الشریف - را در زمان غیبت طولانى گرداند، و مى دانست که بندگانش از این عمر طولانى دچار شگفت خواهند شد، از این رهگذر به بنده صالح (حضرت خضر علیه السلام ) عمر طولانى داد، فقط براى اینکه سند زنده اى بر طول عمر حضرت قائم -عجل الله تعالی فرجه الشریف- باشد و با طول عمر او بر امکان طول عمر آن حضرت استدلال شود و بدین طریق راه بر دشمنان بسته شود و حجّت بر مردم تمام شود».(108)
زندگى حضرت خضر و رفتنش به بحر ظلمات و خوردنش از آب حیات خود داستان مفصّلى است که در کتب تاریخى و حدیثى به تفصیل از آن بحث شده ، علاقمندان به کتب مبسوط حدیثى مراجعه فرمایند.(109)
امام رضا -علیه السلام- مى فرماید:«حضرت خضر- علیه السلام- از آب حیات خورد، او زنده است و تا دمیده شدن صور از دنیا نمى رود، او پیش ما مى آید و بر ما سلام مى کند، ما صدایش را مى شنویم و خودش را نمى بینیم ، او در مراسم حج شرکت مى کند و همه مناسک را انجام مى دهد، در روز عرفه در سرزمین عرفات مى ایستد و براى دعاى مؤمنان آمین مى گوید. خداوند به وسیله او در زمان غیبت ، از قائم ما رفع غربت مى کند و به وسیله او وحشتش را تبدیل به انس ‍ مى کند».(110)
از این حدیث استفاده مى شود که حضرت خضر -علیه السلام- جزء سى نفریست که همواره در محضر حضرت بقیة اللّه -عجل الله تعالی فرجه الشریف- هستند و رتق و فتق امور به فرمان آن حضرت در دست آنهاست .(111)

ب) زنان

گروهی از یاوران حضرت بقیة‌الله- عجل الله تعالی فرجه الشریف- زنانی هستند که خدا به برکت ظهور امام زمان- عجل الله تعالی فرجه الشریف -آنها را زنده خواهد کرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند نمود. در روایات، به دو گونه به این افراد اشاره شده است:

1.عام

در روایات، رجعت ویژه زن یا مرد نیست و فقط به مؤمن محض و کافر محض اشاره شده است؛ یعنی هم زن مؤمن و هم زن کافر در زمان ظهور مهدی -عجل الله تعالی فرجه الشریف- رجعت می‌کنند، تا زنان مؤمن، طعم شیرین و لذّت انجام وعدة الهی را بچشند و در رکاب حضرت امام مهدی -عجل الله تعالی فرجه الشریف - و امامان معصوم علیهم السلام به خدمت بپردازند و زنان کافر هم کیفر دنیایی گناه و عملکرد خود را ببینند و به عذاب الهی برسند.

2. خاص

گروهی از زنان هستند که علاوه بر اخبار عمومی، در برخی اخبار، به نام آنان هم اشاره شده است. این روایات معتبر دربارة زنان، بسیار اندک است.

الف) زنان مؤمن

در منابع معتبر اسلام، نام سیزده زن یاد می‌شود که به هنگام ظهور قائم آل محمد- صل الله علیه و آله و سلم- زنده خواهند شد و در لشکر امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- به مداوای مجروحان جنگی و پرستاری بیماران خواهند پرداخت.

مفضل بن عمر از امام صادق -علیه السلام-  نقل می‌کند که فرمود:

«همراه قائم-عجل الله تعالی فرجه الشریف- سیزده زن خواهند بود». گفتم: «آن‌ها را برای چه کاری می‌خواهد؟» فرمود: «برای مداوای مجروحان و رسیدگی به مریض‌ها؛ همان‌گونه که وقتی همراه پیامبر صل الله علیه و آله و سلم بودند چنین می‌کردند». عرض کردم: «نام آنها را بفرمایید» فرمود: «قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیّه، سمیه مادر عمار بن یاسر، زبیده، ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیّه، صبانه ماشطه و ام خالد جهنیّه. (112)

در این روایات، امام صادق -علیه السلام - از آن سیزده زن فقط نام نه نفر را یاد می‌کند. در کتاب خصایص فاطمی به نسیبه دختر کعب مازنیه نیز اشاره شده است. (113)

در کتاب منتخب البصائر از دو زن به نام «تیره» و «أحبشیه» نام می‌برد (114) . این افراد، هر کدام در بُعدی و بیشتر در بُعدِ جهاد با دشمنان خدا، از خود شایستگی‌هایی نشان داده‌اند. برخی از آنان ـ هم‌چون «صیانه» ـ مادر چند شهید بوده و خود نیز با وضعی جانسوز به شهادت رسید. برخی دیگر چون سمیّه، در راه دفاع از عقیده اسلامی خود، سخت‌ترین شکنجه‌ها را تحمل نموده و تا پای جان از عقیده خود دفاع کرده‌اند.

ام‌خالد نیز نعمت تندرستی پیکر را برای حفظ اسلام استفاده کرد و جانباز شد. برخی دیگر، همانند زبیده کسانی بودند که زرق و برق دنیا، هرگز آنان را از اسلام باز نداشت و از آن امکانات در راه عقیده خود استفاده کرده و در مراسم حج که یکی از ارکان دین است به کار بردند. بعضی، افتخار دایگی رهبر امت را داشتند و خود نیز از معنویات زیادی برخوردار بودند و بعضی دیگر، از خانواده شهیدانی بودند که خود، پیکر نیمه‌جان فرزندان‌شان را حمل کردند. آنان، کسانی هستند که با انجام رشادت‌ها ثابت کردند که می‌توانند گوشه‌ای از بار سنگین حکومت جهانی اسلام را بردوش گیرند.

همه این دلایل، ما را به راز تصریح امام صادق -علیه السلام-  به نام این نه نفر آگاه می‌کند. حال، برای درک بهتر شرح حال مختصری از زندگی چند تن را بررسی کنیم.

1. صیانه

در کتاب خصائص فاطمیه آمده است:

در دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سیزده تن، برای معالجه زخمیان زنده گشته و به دنیا بازمی‌گردند. یکی از آنان «صیانه» است که همسر «حزقیل» و آرایشگر دختر فرعون بوده است. شوهرش «حزقیل» پسرعموی فرعون و گنجینه دار او بوده و به گفته او، حزقیل، مؤمن خاندان فرعون است که به پیامبر زمانش، موسی علیه السلام ایمان آورد (115)

پیامبر- صل الله علیه و آله و سلم - فرمود:

شب معراج، در مسیر بین مکه معظمه و مسجد الاقصی، ناگهان بوی خوشی به مشامم رسید که هرگز مانند آن را نبوییده‌ بودم. از جبرئیل پرسیدم: «این بوی خوش چیست؟» گفت: «ای رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم! همسر حزقیل به حضرت موسی بن عمران -علیه السلام- ایمان آورده بود و ایمان خود را پنهان می‌کرد.( 116)

2.سمیه، مادر عمار یاسر

او هفتمین نفر بود که به اسلام گروید و بدترین شکنجه‌ها را تحمل کرد(117) . او و شوهرش، یاسر در دام ابوجهل  گرفتار شده بودند و او، به آنها دستور داد که به پیامبر خدا دشنام دهند؛ اما آنها چنین کاری نکردند. ابوجهل زره آهنی به سمیه و یاسر پوشاند و آنها را مقابل آفتاب سوزان نگه‌داشت. پیامبر- صل الله علیه و آله و سلم- که گاهی از کنارشان عبور می‌کرد، آنها را به صبر و مقاومت سفارش می‌کرد و می‌فرمود: «ای خاندان یاسر صبر پیشه کنید که وعده‌گاه شما بهشت است». سرانجام ابوجهل با ضربتی آنها را به شهادت رساند.(118)

خداوند، این زن را به سبب صبر و مجاهدتی که در راه اسلام متحمل شد، در زمان ظهور مهدی -عجل الله تعالی فرجه الشریف- زنده خواهد کرد، تا پاداش وعده الهی را ببیند و در لشکر ولی خدا، به یاوران آن حضرت خدمت کند.

3. ام ایمن

نام او «برکه» است. وی کنیز پیامبر- صل الله علیه و آله و سلم بود-. آن حضرت، به او مادر خطاب می‌کرد و می‌فرمود: «او باقی‌مانده خاندان من است» (119). او از شیفتگان امامت بود که در ماجرای فدک، حضرت زهرا -علیها السلام- او را به عنوان شاهد معرفی کرد و پنج یا شش ماه  پس از پیامبر- صل الله علیه و آله و سلم - در زمان خلافت ابوبکر از دنیا رفت(120) .

ام ایمن، دختر «ثعلبه بن عمرو بن حصن بن مالک» می­باشد. او خدمت‌گزار «آمنه»، مادر پیامبر  -صلی الله علیه و آله و سلم- بود که به ارث، به پیامبر-  صلی الله علیه و آله و سلم- منتقل شد. آن گاه که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم- مادر خود را از دست داده بود، ام ایمن، پرستاری وی را برعهده گرفت و به اصطلاح، خدمت‌گزار رسول خدا-  صلی الله علیه و آله و سلم- محسوب می­شد. رسول خدا- صل الله علیه و آله و سلم- بارها می­گفت: «ام ایمن، پس از مادرم «آمنه»، مادر من است» و او را عضو خانواده و یادگار اهل بیت خویش می­خواند . ام ایمن را باید یکی از بانوان نمونه و ممتاز تاریخ اسلام دانست؛ چون کوشش­های او در طول زندگی پر برکتش در راستای وابستگی به پیغمبر - صلی الله علیه و آله و سلم- و خاندان او، افتخارآمیز و سراسر پر عظمت بود(121)که این‌جا مجال شرح آن نمی‌باشد.

4. زبیده

وی، همسر هارون الرشید و از شیعیان بود. هنگامی که هارون از عقیده او آگاه شد، سوگند یاد کرد او را طلاق دهد. او به انجام کارهای نیک معروف بود. زمانی که یک مشک آب در شهر، یک دینار طلا ارزش داشت، او همه حُجاج و شاید مردم مکه را سیراب کرد. او دستور داد با کندن کوه‌ها و احداث تونل‌ها، آب را از فاصله ده میلی خارج حرم مکه، به حرم آوردند. زبیده، صد کنیز داشت که همگی حافظ قرآن بودند و هر کدام موظف بود که یک دهم قرآن را بخواند؛ به گونه‌ای که از منزل او، صدای قرائت قرآن همانند زمزمه زنبورهای عسل، بلند بود(122).

5. ام خالد عبدی

ام خالد عبدی را دانشمندان و رجال نویسانی چون کشّی و مامقانی، بانویی معرفی کرده­اند که استاندار عراق، یوسف بن عمرو به سبب عقیده شیعی و پیروی از زید بن علی بن الحسین -علیه السلام- در کوفه دست او را قطع کرد. وی، بانویی عارف و مجاهد بود که در راه عقیده و عبادت خویش، استواری و پای‌بندی قاطعی داشت و در بیان معارف دین و ابراز عشق و ارادت به خاندان پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم- برابر مخالفان، هیچ کوتاهی و مسامحه­ای روا نمی­داشت. (123)

6. حبابه والبیه

شیخ طوسی، شیخ کلینی، فیض کاشانی، محدث بحرانی، طبرسی، راوندی و علامه مجلسی، او را محدث و راوی حدیث از امام علی - علیه السلام - و سایر امامان تا امام رضا - علیه السلام- و خلاصه راوی حدیث از هشت تن از امامان معصوم دانسته­اند.(124) نکته‌ای که درباره این بانوی محدث قابل توجه است و او را در ردیف یکی از زنان فوق العاده و استثنایی قرار داده، این است که حبابه، راوی حدیث از امام علی -علیه السلام- بوده و در روزگار امام زین العابدین  علیه السلام، 113سال از عمر او می­گذشت. در سال 183ق که امام موسی بن جعفر- علیه السلام- شهید شده و امام رضا - علیه السلام- عهده­دار امامت گردید،(125) وی به حضور امام هشتم رسید؛ در حالی که عمر او در این روزگار، حداقل 235 بود. وقتی از دنیا رفت، امام رضا  علیه السلام او را با پیراهن خود کفن کرده و به خاک سپرد. سن او هنگام مرگ، بیش از 240 سال بود. او، دوبار به جوانی بازگشت  که یک بار به معجزه امام سجاد - علیه السلام - و بار دوم به معجزه امام هشتم  -علیه السلام- بود. او است که هشت امام معصوم با خاتم خود بر سنگی که او همراه داشت، نقش بستند. (126)

7. قنواء، دختر رشید هجری

قنواء دختر رشید هجری را دانشمندان رجالی و اهل فقه و حدیث، مانند شیخ طوسی، برقی و مامقانی از بانوان یاور امام صادق - علیه السلام- و راوی حدیث از آن بزرگوار معرفی کرده­اند. (127)

میزان صلابت و پایداری در عقیده و پای‌بندی او به اسلام و تشیع و علاقه به امیرالمومنین - علیه السلام- از جریانی که درباره شیوه اسارت و شهادت پدر بزرگوارش، توسط ابن زیاد نقل می­کند، آشکار می­شود. (128)

به هر حال، قنواء ـ راوی حدیث از امام صادق - علیه السلام- و امام علی  علیه السلام ـ دختر مردی است که در دین، صادق و در ولایت، راستین است. چنین زنی، توسط چنین پدری پرورش یافته و شیفته و رهرو امام زمان است و با چنین اعتقادی می­تواند در هنگام ظهور امام زمان - علیه السلام - از سیزده زنی باشد که برای معالجه مجروحان و یاری امام  علیه السلام به دنیا بازگشت می­کند. (129)

8. نسیبه، دختر کعب

نسیبه، دختر کعب که همسر او «زید بن عاصم» بود و پسرهای او «حبیب» و «عبدالله» بودند، از بانوان مجاهد و صحابی فداکار رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم- و راوی حدیث از آن بزرگوار بوده است.(130)ابن اثیر جزری، ابن عبدالبر اندلسی و ابن حجر عسقلانی درباره سابقه درخشان او نوشته­اند:‌

در بیعت عقبه که 62 مرد از قبیله خزرج شرکت داشتند و با رسول خدا بیعت کردند، دو زن یعنی نسیبه و خواهر وی هم حضور داشتند و بدون این که به هنگام بیعت، دست رسول خدا به دست آنها بخورد، با آن حضرت بیعت کردند و به اطاعت پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم- اقرار و تعهد نمودند. (131)

نسیبه که با کنیه «ام عماره» هم معروف شده، در بیعت رضوان، در جنگ احد و در جنگ یمامه که بعد از وفات رسول خدا-  صلی الله علیه و آله و سلم- با مسیلمه کذاب واقع شد، حضور یافته است(132) در جنگ «یمامه» نیز بدن او دوازده زخم برداشت و حتی یک دست وی هم قطع شد.(133) خلاصه کلام این‌که ایمان و اخلاص و فداکاری نسیبه در جنگ احد، به جایی رسید که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: «وفاداری و مقاومت نسیبه، بهتر و بالاتر از بسیاری از مردها می­باشد».(134)

بر چنین زنی شایسته و گوارا است که در زمان دولت مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف- به دنیا برگردد و هم‌چون مؤمنان خاص، طعم شیرین حکومت ولایتی آن حضرت را بچشد. این، اجر کسانی است که خداوند به آنها وعده داده است. پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - هم درباره او فرموده است: «‌نسیبه از بانوانی است که در روزگار ظهور امام زمان  -عجل الله تعالی فرجه الشریف -حضور می­یابد و به مداوای مجروحان جنگی در ر­کاب آن حضرت می­پردازد...».(135)

زنان غیرمؤمن

در حدیثی، از زنی خبر داده شده است که حضرت زهرا -علیها السلام- را خیلی رنج می‌داد.(136) از عبدالرحیم قصیر روایت شده است که امام باقر- علیه السلام- فرمود:

آگاه باشید اگر قائم ما قیام کند، حمیراء زنده می‌شود، تا این‌که آن حضرت به او تازیانه بزند و تا این‌که از وی برای فاطمه- علیها السلام - دختر رسول‌خدا- صل الله علیه و آله و سلم - انتقام بگیرد. گفتم: «فدایت شوم! چرا بر او تازیانه می‌زند؟» فرمود: «به سبب افترا و تهمتی که به أم ابراهیم زد». گفتم: «چرا خداوند، تا زمان قائم آن را به تأخیر انداخت؟» امام باقر علیه السلام فرمود: «به سبب این‌که خداوند، پیامبر- صل الله علیه و آله و سلم- را برای رحمتِ خلق مبعوث کرد؛ ولی قائم -عجل الله تعالی فرجه الشریف- را برای انتقام دشمنان». (137)

پس زنان غیرمؤمن نیز همچون مردان غیرمؤمن رجعت می‌کنند، تا به دست مبارک مهدی -عجل الله تعالی فرجه الشریف- به مجازات خود برسند.

آخرین رجعت کننده

تصریح شده که حضرت ولىّ عصر -عجل الله تعالی فرجه الشریف- نیز بعد از رحلتش رجعت خواهد نمود.و آنچه در روایات آمده است که قیام قیامت چهل روز پس از رحلت حضرت ولىّ عصر- عجل الله تعالی فرجه الشریف- مى باشد، مربوط به رحلت آن حضرت در رجعت است(138) وگرنه طبق دلالت و بیان صدها حدیث ، بعد از رحلت اوّلى حضرت بقیة اللّه- روحى فداه- هزاران سال اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام فرمانروائى خواهند داشت .

مطابق برخی از روایات ،حکومت آل محمد- علیهم السلام - در رجعت هشتاد هزار سال است.(139) 

فهرست آیات مربوط به رجعت
 

الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ ....- بقره : 3
 

وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ مِیثاقَ النَّبِیِّینَ لَما آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَةٍ...- آل عمران : 81
 

أَ فَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ....- آل عمران : 83
 

وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللّهِ وَ رَحْمَةٌ ....- آل عمران : 157
 

کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ- آل عمران : 185(185)
 

وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ....- نساء: 159

 

یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْتَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ...- انعام 158
 

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ...- اعراف : 96
 

إِنَّ الْأَرْضَ لِلّهِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ- اعراف : 128
 

وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ- اعراف : 159
 

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ...- توبه : 33
 

إِنَّ اللّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ....- توبه : 111
 

بَلْ کَذَّبُوا بِما لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمّا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ ....- یونس : 39
 

وَ لَوْ أَنَّ لِکُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ ما فِی الْأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ.....یونس : 54
 

وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ.....- هود: 8
 

مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ وَ ما هِیَ مِنَ الظّالِمِینَ بِبَعِیدٍ- هود: 83
 

.... وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیّامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبّارٍ شَکُورٍ- ابراهیم : 5
 

رُبَما یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ کانُوا مُسْلِمِینَ- حجر: 2(199)
 

قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ....- حجر 36 - 38
 

....  فَالَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ- نحل : 22
 

وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ لا یَبْعَثُ اللّهُ مَنْ یَمُوتُ بَلى وَعْداً عَلَیْهِ ....- نحل : 38
 

ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْناکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْناکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً- اسرا 6وَ مَنْ کانَ فِی  

 

هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِیلاً- اسراء: 72
 

قُلْ مَنْ کانَ فِی الضَّلالَةِ فَلْیَمْدُدْلَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا حَتّى إِذارَأَوْا ما یُوعَدُونَ...- مریم : 75
 

وَ مَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِکْرى فَاِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکا- طه : 124
 

کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ....- انبیاء: 35
 

وَ حَرامٌ عَلى قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ- انبیا: 95
 

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ- انبیاء: 105
 

حَتّى إِذا فَتَحْنا عَلَیْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَدِیدٍ إِذا هُمْ فِیهِ مُبْلِسُونَ- مؤمنون77

 

وَعَدَاللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ...- نور: 55
 

إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ- شعرا
 

وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ.... - نمل : 82
 

وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ- نمل : 83
 

... سَیُرِیکُمْ آیاتِهِ فَتَعْرِفُونَها وَ ما رَبُّکَ بِغافِلٍ عَمّا تَعْمَلُونَ- نمل : 93
 

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ.....- قصص : 5
 

أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِیهِ- قصص : 61
 

إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلى مَعادٍ....- قصص : 85
 

وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ- سجده : 21
 

قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لا یَنْفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمانُهُمْ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ- سجده : 29

 

وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاّ کَافَّةً لِلنّاسِ بَشِیراً وَ نَذِیراً وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا یَعْلَمُونَ- سباء: 28
 

قالُوا یا وَیْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ- یس : 52
 

قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا....- غافر: 11
 

إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهادُ- غافر: 51
 

وَ یُرِیکُمْ آیاتِهِ فَأَیَّ آیاتِ اللّهِ تُنْکِرُونَ- غافر: 81
 

....  وَ تَرَى الظّالِمِینَ لَمّا رَأَوُا الْعَذابَ یَقُولُونَ هَلْ إِلى مَرَدٍّ مِنْ سَبِیلٍ- شورى : 44
 

فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِینٍ- دخان : 10
 

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً.....- احقاف : 15
 

قُلْ لِلَّذِینَ آمَنُوا یَغْفِرُوا لِلَّذِینَ لا یَرْجُونَ أَیّامَ اللّهِ لِیَجْزِیَ قَوْماً....- جاثیه : 14

 

وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ....- ق : 41 و 42
 

یَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً ذلِکَ حَشْرٌ عَلَیْنا یَسِیرٌ- ق : 44
 

یَوْمَ هُمْ عَلَى النّارِ یُفْتَنُونَ ذُوقُوا فِتْنَتَکُمْ....- ذاریات : 13 و 14
 

وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ- ذاریات : 22
 

وَ إِنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا عَذاباً دُونَ ذلِکَ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لایَعْلَمُونَ- طور: 47
 

مُهْطِعِینَ إِلَى الدّاعِ یَقُولُ الْکافِرُونَ هذا یَوْمٌ عَسِرٌ- قمر: 8
 

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ.....- ممتحنة13
 

سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ- قلم : 16
 

تَعْرُجُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ- معارج 
 

حَتّى اِذا رَاءَوْا ما یُوعَدُونَ فَسَیَعْلَمُونَ ....- جنّ: 24
 

یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ- مدثر: 1 و 2 نَذِیراً لِلْبَشَرِ- مدثر: 36
 

یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً - نباء: 18
 

یَوْمَ تَرْجُفُ الرّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرّادِفَةُ- نازعات : 6
 

قالُوا تِلْکَ إِذاً کَرَّةٌ خاسِرَةٌ- نازعات : 12
 

ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ کَلاّ لَمّا یَقْضِ ما أَمَرَهُ- عبس : 22 و 23
 

إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ- طارق : 8
 

فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً- طارق : 17 وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها. وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها. وَ النَّهارِ إِذا  

 

جَلاّها.....- شمس : 1 - 4
 

فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوّاها- شمس : 14
 

وَ لَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولى - ضحى 
 

کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ . ثُمَّ کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ- تکاثر: 3 و 4

.....................................................................

پی نوشت

13- قدریه کسانی هستند که تقدیر الهی را انکار می‌کردند.

27- «دابة» به معنای «جنبنده» و «ارض» به معنای زمین است. قرآن کریم، از این کلمه به طور سربسته گذشته است. تنها وصفی که قرآن برای آن ذکر کرده، این است که با مردم سخن می‌گوید. این تشخیص افراد بی‌ایمان و نشانه‌گذاری بر آنها، شامل مرد و زن می‌شود. در بیان شخصیت و وصف «دابة الارض» دو قول مطرح است:

الف) گروهی آن را یک موجود جاندار و جنبنده غیرعادی از غیرجنس انسان با شکلی عجیب دانسته و برای آن عجایبی نقل کرده‌اند که شبیه خارق عادات و معجزات انبیاء علیهم السلام است. این جنبنده، در آخرالزمان ظاهر می‌شود و از کفر و ایمان سخن می‌گوید و منافقان را رسوا می‌سازد و بر آنها علامت می‌نهد.

ب) گروهی دیگر، به پیروی از روایات متعددی که در این زمینه وارد شده است، او را یک انسان می‌دانند، یک انسان فوق‌العاده و جنبنده‌ای فعال که یکی از کارهای اصلی‌اش جدا ساختن صفوف مسلم از منافق و علامت‌گذاری آن‌هاست (حتی از برخی روایات استفاده می‌شود که عصای موسی علیه السلام و خاتم سلیمان علیه السلام با او است) (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج5، ص552).  

72-هر چیز دو رنگ ، خصوصاً سیاه و سفید را گویند.80-کلاه آهنى ، کلاه فلزى که در جنگ بر سر مى گذارند. (فرهنگعمید).
81- حضرت مهدى علیه السلام همانند دیگر ائمه علیهم السلام پس از رحلتشان قبل از قیامت به دنیا باز مى گردند. .

116- روزی مشغول آرایش دختر فرعون بود که شانه از دست او افتاد و بی‌اختیار گفت: «بسم‌الله». دختر فرعون گفت: «آیا پدر مرا می‌ستایی؟» گفت: «نه؛ بلکه آن کسی را ستایش می‌کنم که پدر تو را آفریده است و او را از بین خواهد برد». دختر فرعون، خبر را به پدرش رساند. فرعون او را احضار کرد و به او گفت: «مگر به خدایی من اعتراف نداری؟» صیانه گفت: «هرگز؛ من از خدای حقیقی دست نمی‌کشم». فرعون دستور داد تنور مسی را برافروختند و دستور داد همة بچه‌های او را در حضورش در آتش انداختند. زمانی که خواستند بچة شیرخوار او را از بغلش بگیرند، صیانه منقلب شده و خواست با زبان، از دین اظهار بیزاری کند. کودک، به امر خدا، به سخن آمد و گفت: صبر کن ای مادر! که تو بر حقی». فرعونیان آن زن و بچه شیرخوارش را نیز در آتش افکندند و خاکسترشان را در این زمین ریختند که تا روز قیامت این بوی خوش از این زمین استشمام می‌شود...». منهاج الدموع، ص93.

...................

منابع

1-اینترنت، سایت اند یشه قم

2-حسینی بحرانی،سید هاشم،تفسیر البرهان ،ج4

3-حسینی،سید عبدالله،داستانهایی از بازگشت ائمه به این دنیا،انتشارات مهدی یار

4-خادمی شیرازی ،محمد،رجعت یا دولت کریمه خاندان وحی،تهران مؤسسه نشر وتبلیغ،1365

5-طبسی، نجم الدین،چشم اندازی از حکومت مهدی(عج)،انتشارات بوستان قم،چاپ چهارم،1382

6- طبسی،محمد جواد،زنان در حکومت امام مهدی (عج)،انتشارات بنیاد امام مهدی (ع)

7- طبا طبایی، محمد حسین،تفسیر المیزان،ج 15،13،3،2،ترجمه استاد محمد تقی مصباح یزدی،نشر بنیاد علمی وفکری علامه طباطبایی،چاپ گلشن،چاپ دوم ،1364

8-مکارم شیرازی،ناصر،تفسیر نمونه،ج 5،15،ناشر:دارالکتب الاسلامیه،چاپ یازدهم،تابستان 1373

9- مجلسی،محمد باقر،بحار الانوار،ج 3،6،12،13،20،22،25،36،52،53،54،انتشارات دارالکتب الاسلامیه

 

 

 


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 اسفند‌ماه سال 1391 توسط جیران
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

قالب وبلاگ