X
تبلیغات
رایتل
کِلک های جیران
الهی...شناخت تو ما را امان و لطف تو ما را عیان...

روزها از پی هم میگذرند... 

و ما هنوز انتظار آمدنت را نمیکشیم... 

میبینی آقا... فقط حرف میزنیم... 

ما کجا و انتظار کجا... 

ما کجا و دعای عهد کجا...ندبه کجا... 

ما اینکاره نیستیم آقا... 

ولی بیا... 

به خاطر آن اندک منتظر بیا...  

ما فکر آب و نان خود هستیم آقا... 

شرمنده ایم و خجل ولی... 

آقا بیا ... 

چشمهایمان غرق گناه و آلوده است... 

ولی بیا... 

یوسف زهرا بیا... 

میدانم دلت از ما پر است آقا... 

ولی بیا... 

بیا و روشن کن این دل تارمان بیا... 

ما گم شدیم و راه تاریک است ...بیا

آقا بیا...  

ترس داریم از ندیدنت آقا... 

فقط بیا... 

آقا جسارت من را ببخش...می دانم... 

لیاقت گفتن نامتان هم ندارم... 

شرمنده ام ...ولی آقا... 

سیاهی دلهایمان را به رومان نیار... 

خود میدانیم که دلت را خون کرده ایم... 

ببخش... 

ولی بیا ...بیا آقا ...فقط بیا...


نوشته شده در تاریخ شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1391 توسط جیران
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

قالب وبلاگ